آسيب شناسي ورزشي وكمك هاي اوليه

( از داکترعلي عظيمي )

 

بسمه تعالي

 

آسیبهای ورزشی در اثر ضربه های شدید یا کششهای متمادی و بیش از حد در حین انجام حرکات ورزشی به وجود می آیند. صدمات ورزشی میتوانند استخوانها یا بافت نرم (رباط، ماهیچه و تاندون) و یا هردو را دچار مشکل نمایند.

ورزش و بخصوص ورزشهاي قهرماني ، با خطر و آسيبهاي گوناگون توام است

اقدامات اولیه درمانی در آسیبهای ورزشی شامل مراحل زير است :

1- محافظت و پیشگیری از آسیب بیشتر مثلاً با استفاده از وسایل کمک ارتوپدی

2- استراحت که بسته به نوع آسیب از فرم مطلق آن تا استراحت نسبی را شامل می شود.

3- استفاده از یخ سبب کاهش درد،تورم و التهاب می شود.

4- فشار که اگر همراه با یخ استفاده شود سبب محدود شدن تورم خواهد شد.

5- بالا نگه داشتن عضو آسیب دیده نسبت به سطح قلب سبب تسهیل تخلیه وریدی از ناحیه مربوطه می شود.

6- عمل هاي محافظتي که در مواقع آسیب جزیی و بدون علامت ورزشکار استفاده میشود مثلاً استفاده از بانداژ برای پیچ خوردگی مختصر مچ پا.

استفاده از اصول فوق در چه زمان و توسط چه کسانی ت می پذیرد؟

روش های بالا در برخورد اولیه با آسیب های حاد اسکلتی-عضلانی بکار می روند.

آشنایی با آنها برای ورزشکار،مربی،پزشک تیم و هر فرد دیگری که مسوول درمان و برخورد ابتدایی با آسیب باشد لازم است.

چه میزان استراحت کافی است؟استراحت نسبی در چه مواقعی تجویز می شود؟

طول مدت استراحت وابسته به شدتِ آسیب است.مشخص است که هر چه شدت آسیب بیشتر باشد،مدت استراحت هم بیشتر خواهد بود.وقتی یک آسیب چندان شدید نباشد،استراحت نسبی توصیه می شود.هدف از استراحت نسبی آن است که فرد ورزشکار علی رغم وجود آسیب بدون علامت باقی بماند،هر چند تا حدودی تحرک خود را حفظ کرده است.

فایده استفاده از یخ در برخورد با آسیبها چیست؟آیا گرما هم موثر واقع میشود؟

یخ سبب کاهش خونریزی،تورم،التهاب،نیازهای متابولیک ناحیه مجروح،درد و نیز اسپاسم عضلانی میشود.اما گرما به نوبه خود دارای فایده نیست و جز در مورد کاهش اسپاسم عضلانی،سبب افزایش موارد نامبرده هم خواهد شد.گاهی توصیه می شود که دوره های متناوب استفاده از گرما و یخ اعمال شود.یعنی عضو را 1 تا 2 دقیقه از یخ استفاده کنند.بر اساس شدت تورم عضو این نسبت قابل تغییر است.هر چه آسیب حادتر باشد،از مدت گرم کردن کاسته خواهد شد.

 

روش صحیح ماساژ دادن با یخ چگونه است؟باید چه مدت زمانی طول بکشد؟آیا روشهای دیگری هم برای استفاده از یخ وجود دارد؟

از نحوه تهیه یخ شروع میکنیم:در یک لیوان یکبار مصرف آب ریخته و میگذاریم یخ بزند.سپس لیوان را از وسط بریده و باقیمانده قالب یخ را برای مدت60 تا90 ثانیه بر روی منطقه ای ثابت از عضو آسیب دیده نگه میداریم تا در ناحیه مربوطه و تا 5/1 سانتی متر در اطراف محل احساس کرختی به شخص دست دهد.حال با توجه به وسعت محدوده ای که بی حس شده و به آرامی یخ را به صورت دایره وار روی پوست ماساژ میدهیم.این ماساژ در آسیبهای با وسعت متوسط،7 دقیقه و در نواحی بزرگ تا10 دقیقه طول خواهد کشید.

غوطه ور کردن عضو،در آب یخ هم موثر است.اما تحمل آن برای مصدوم سخت است به علاوه نمی توان عضو را بالاتر از سطح قلب نگاه داشت.به عنوان قانونی کلی،در طی یکساعت میتوان 20 تا30 دقیقه(حداکثر)از یخ استفاده کرد و حداقل 30 دقیقه نیز عضو را به حال خود گذاشت.مسلم است که اگر تحمل مصدوم به سرما کم باشد،باید زمان استفاده از یخ را کاهش داد.

خصوصیت باندهای فشاری چیست؟

این باندها را از دیستال عضو به پروگزیمال می پیچند،به طوری که در هر دور نصف پهنای دور قبلی را بپوشاند.فشار الاستیکی که اعمال میشود سبب کاهش تورم خواهد شد.البته بانداژ نباید آنقدر محکم انجام گیرد که در بازگشت خون وریدی به طرف قلب اختلالی ایجاد کند.در مورد باندهای الاستیک تا توان بالقوه کشش باند کافی خواهد بود.باندهای الاستیک برای آسیبهای حاد اندام تحتانی مناسب نیستند،چون قابلیت محافظت اندکی ایجاد میکنند.

اصول برخورد با ورزشکاری که شدیداً آسیب دیده و حال وخیمی دارد چیست؟

در ابتدا توجه معطوف به مجاری هوایی مصدوم خواهد بود.هر گونه انسداد یا مانعی را باید بر طرف کرد.در هنگام این بررسی ها باید مراقب آسیب ستون فقرات گردنی نیز بود.

در مرحله بعد به نحوه تنفس مصدوم دقت میشود.در صورت نیاز میتوان از تنفس مصنوعی و اکسیژن کمکی استفاده کرد تا تنفس خود بخودی و منظم برقرار شود.اینک نوبت بررسی گردش خون فرد است.نبض شریان کاروتید از لحاظ کیفیت،تعداد و ریتم لمس خواهد شد.در صورت فقدان این نبض یا نبض رادیال باید عملیات احیاء قبلی عروقی آغاز گردد.یا همان مرحله ارزیابی مختصر عصبی که سطح هوشیاری،اندازه و واکنش مردمکها به نور،حرکات چشم و پاسخ های حرکتی مصدوم را شامل میشود.به معنی مشاهده اندامها و سایر قسمتهای بدن است تا از وجود هرگونه خونریزی،شکستگی یا خون مردگی آگاه شویم.

علل اصلی ایجاد صدمات ورزشی چیست؟

عدم آمادگی بدنی،گرم نکردن بدن پیش از شروع فعالیت ورزشی،استفاده از تکنیک های نادرست و نیز ماهیت خود رشته ورزشی از جمله دلایل ایجاد آسیب های ورزشی هستند.

چگونه میتوان از بروز صدمات ورزشی جلوگیری کرد؟

ارتقا انش و سطح معلومات مربیان و خود ورزشکاران،داشتن سطح آمادگی بدنی مطلوب و گرم کردن بدن به اندازه کافی و قبل از مبادرت به انجام فعالیت می توانند از میزان بروز آسیب های ورزشی بکاهند.

 

شكستگی ها

 

شكستگي‌ در واقع‌ وجود شكستگي‌ يا ترك‌ در استخوان‌ است‌. عموماً براي‌ شكسته‌ شدن‌ استخوان‌، نيروي‌ زيادي‌ لازم‌ است‌ مگر آنكه‌ استخوان‌ دچار بيماري‌ شده‌ يا پير شده‌ باشد. با اين‌ حال‌، استخوان‌هاي‌ در حال‌ رشد، انعطاف‌پذير هستند و ممكن‌ است‌ دچار شكافت‌، خمش‌ يا ترك‌ شوند (اصطلاح‌ «شكستگي‌ تركه‌اي‌» از همين‌ اصل‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد). هم‌ نيروي‌ مستقيم‌ و هم‌ نيروي‌ غيرمستقيم‌ مي‌تواند سبب‌ شكستگي‌ استخوان‌ شود. امكان‌ دارد استخوان‌ در محل‌ وارد آمدن‌ يك‌ ضربه‌ سنگين‌ (مثلاً در اثر تصادف‌ با ماشين‌ [ نيروي‌ مستقيم‌ ] ) دچار شكستگي‌ شود. همچنين‌ ممكن‌ است‌ شكستگي‌ در اثر پيچ‌ خوردن‌ يا ضرب‌ ديدن‌ بروز كند (نيروي‌ غيرمستقيم‌).

 

 

شكستگي‌هاي‌ پايدار و ناپايدار

شكستگي‌ مي‌تواند پايدار يا ناپايدار باشد. در شكستگي‌ پايدار، دو انتهاي‌ استخوان‌ شكسته‌ شده‌ حركت‌ نمي‌كنند كه‌ علت‌ اين‌ موضوع‌ يا شكستگي‌ ناكامل‌ است‌ يا در هم‌ فشردگي‌ دو انتها. اين‌ شكستگي‌ها در مچ‌ دست‌، شانه‌، مچ‌ پا و لگن‌ خاصره‌ شايع‌ هستند. معمولاً مي‌توان‌ بدون‌ ايجاد صدمه‌ بيشتر، اين‌ شكستگي‌ها را به‌ آرامي‌ جابه‌جا كرد. در آسيب‌هاي‌ ناپايدار، دو انتهاي‌ استخواني‌ مي‌توانند به‌ راحتي‌ جابه‌جا شوند. در نتيجه‌، خطر صدمه‌ ديدن‌ رگ‌هاي‌ خوني‌، اعصاب‌ و اعضاي‌ بدن‌ وجود دارد. آسيب‌هاي‌ ناپايدار وقتي‌ رخ‌ مي‌دهند كه‌ شكستگي‌ استخوان‌ كامل‌ باشد يا رباط‌ها دچار پارگي‌ شوند. دستكاري‌ اين‌ آسيب‌ها بايد با دقت‌ صورت‌ گيرد. تا از صدمات‌ بيشتري‌ پيشگيري‌ شود.

 

 

تشخيص

ممكن‌ است‌ موارد زير وجود داشته‌ باشند:

تغيير شكل‌، تورم‌ و كبود شدگي‌ در محل‌ شكستگي‌  درد و سختي‌ در حركت‌ دادن‌ محل‌ كوتاه‌ شدن‌، تا شدن‌ يا پيچ‌ خوردن‌ اندام‌ لمس‌ يا سمع‌ غژغژ خشن‌ (كريپتاسيون‌) مربوط‌ به‌ دو انتهاي‌ استخواني‌ (اما نبايد به‌ دنبال‌ آن‌ گشت‌) نشانه‌هاي‌ شوك‌ به‌خصوص‌ اگر شكستگي‌ در استخوان‌ ران‌ يا لگن‌ روي‌ داده‌ باشد. اشكال‌ در حركت‌ طبيعي‌ اندام‌ يا اصلاً حركت‌ نكردن‌ اندام‌ (مثلاً ناتواني‌ در راه‌ رفتن‌) جراحتي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ همراه‌ با بيرون‌ زدگي‌ انتهاهاي‌ استخواني‌ باشد

 

 

شكستگي‌هاي‌ باز و بسته‌

 

در شكستگي‌ باز، يكي‌ از دو انتهاي‌ استخوان‌ شكسته‌ شده‌، سطح‌ پوست‌ را سوراخ‌ كرده‌ است‌ يا امكان‌ دارد جراحتي‌ در محل‌ شكستگي‌ وجود داشته‌ باشد. شكستگي‌ باز با خطر بالاي‌ عفونت‌ همراه‌ است‌. در شكستگي‌ بسته‌، پوست‌ روي‌ محل‌ شكستگي‌ سالم‌ است‌. با اين‌ حال‌، امكان‌ جابه‌جا شدن‌ استخوان‌ها (شكستگي‌ ناپايدار) و صدمه‌ ديدن‌ ساير بافت‌هاي‌ داخلي‌ محل‌، وجود دارد. در صورتي‌ كه‌ انتهاهاي‌ استخواني‌ منجر به‌ سوراخ‌ شدن‌ اعضا يا رگ‌هاي‌ خوني‌ بزرگ‌ شوند، ممكن‌ است‌ مصدوم‌ داخلي‌ و شوك شوند.

 

 

اهداف‌

ممانعت‌ از جابه‌جايي‌ محل‌ آسيب‌ديده‌

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ به‌ بيمارستان‌ به‌ طوري‌ كه‌ طي‌ انتقال‌، اندام‌ آسيب‌ديده‌، با حفظ‌ راحتي‌ مصدوم‌، ثابت‌ نگه‌ داشته‌ شود.

 

شكستگي بسته

۱) به‌ مصدوم‌ توصيه‌ كنيد كه‌ بي‌حركت‌ بماند. با استفاده‌ از دو دست‌ خود، بخش‌ آسيب‌ديده‌ را تا زمان‌ بي‌حركت‌ شدن‌، ثابت‌ نگه‌ داريد؛ مي‌توانيد از يك‌ امدادگر بخواهيد كه‌ اين‌ كار را انجام‌ دهد.

 

۲) به‌ منظور استحكام‌ بيشتر، قسمت‌ آسيب‌ديده‌ را با استفاده‌ از باند به‌ يك‌ قسمت‌ سالم‌ ببنديد. دقت‌ كنيد كه گره‌ باند روي‌ سمت‌ سالم‌ بسته‌ شود. در شكستگي‌هاي‌ اندام‌ بالايي‌، اين‌ قسمت‌ را به‌ تنه‌ ثابت‌ كنيد . در مورد شكستگي‌هاي‌ اندام‌ پاييني‌، اگر انتقال‌ به‌ بيمارستان‌ با تأخير صورت‌ مي‌گيرد، اندام‌ آسيب‌ديده‌ را با استفاده‌ از باند به‌ اندام‌ سالم‌ ببنديد.

 

۳) در صورت‌ لزوم‌، شرايط‌ انتقال‌ مصدوم‌ به‌ بيمارستان‌ را فراهم‌ كنيد. در صورت‌ بروز شوك، با بالا بردن‌ پاها به‌ درمان‌ آن‌ بپردازيد. البته‌ در صورتي‌ كه‌ بالا بردن‌ اندام‌ آسيب‌ديده‌، درد مصدوم‌ را تشديد مي‌كند، از انجام‌ اين‌ كار خودداري‌ كنيد.

۴) هر ۱۰ دقيقه‌، گردش‌ خون‌ را در نواحي‌ پايين‌تر از محل‌ باندپيچي‌ كنترل‌ كنيد. اگر گردش‌ خون‌ مختل‌ شده‌ است‌، باند را شل‌ كنيد.

 

 

احتياط‌!

قبل‌ از محكم‌ شدن‌ و ثابت‌ كردن‌ بخش‌ آسيب‌ديده‌، از حركت‌ دادن‌ مصدوم‌ خودداري‌ كنيد؛ در غير اين‌ صورت‌، مصدوم‌ در معرض‌ خطر خواهد بود.

مصدوم‌ را از خوردن‌، نوشيدن‌ يا سيگار كشيدن‌ منع‌ كنيد چون‌ ممكن‌ است‌ نياز به‌ بيهوشي‌ عمومي‌ داشته‌ باشد

 

مورد خاص‌

كشش‌ اندام‌

اگر يك‌ اندام‌ تا يا زاويه‌دار شده‌ باشد به‌ طوري‌ كه‌ نتوان‌ آن‌ را بي‌حركت‌ كرد، ممكن‌ است‌ براي‌ برگرداندن‌ اندام‌ به‌ حالت‌ مستقيم‌، كشش‌ ملايم‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد. اين‌ عمل‌ بر كشش‌ عضلات‌ غلبه‌ مي‌كند و به‌ كاهش‌ درد و خونريزي‌ در محل‌ شكستگي‌ كمك‌ مي‌كند. براي‌ كشش‌ وارد كردن‌، اندام‌ را به‌طور يكنواخت‌ در امتداد استخوان‌ بكشيد تا به‌ حالت‌ مستقيم‌ درآيد. اندام‌ را فقط‌ در راستاي‌ مستقيم‌ بكشيد و تا زمان‌ بي‌حركت‌ شدن‌، آن‌ را نگه‌ داريد. در صورتي‌ كه‌ اعمال‌ كشش‌، درد غيرقابل‌ تحملي‌ ايجاد مي‌كند، براي‌ انجام‌ آن‌ اصرار نكنيد.

 

اهداف

پيشگيري‌ از خونريزي‌، جابه‌جايي‌ و ايجاد عفونت‌ در موضع‌ آسيب‌

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ به‌ بيمارستان‌ به‌ طوري‌ كه‌ طي‌ انتقال‌، اندام‌ آسيب‌ديده‌، با حفظ‌ راحتي‌ مصدوم‌، ثابت‌ نگه‌ داشته‌ شود.

شكستگي باز

۱) در صورت‌ امكان‌، دستكش‌ يكبار مصرف‌ بپوشيد. يك‌ پانسمان‌ استريل‌ يا يك‌ قطعه‌ پارچه‌ تميز بدون‌ كرك‌ را به‌صورت‌ شل‌ روي‌ محل‌ جراحت‌ بگذاريد. براي‌ مهار خونريزي‌، فشار وارد كنيد، ولي‌ روي‌ استخوان‌ بيرون‌ زده‌ فشار نياوريد.

 

داروهاي نيروزا و دوپينگ

 

در طول تاریخ بسیاری از داروهای گیاهی و صنعتی برای افزایش توانایی جسمی و ورزشی مورد استفاده قرار گرفته اند و هر کدام پس از مدتی بخاطر عوارض جانبی مختلف کنار گذاشته اند و هنوز اکسیر موثر و بی خطری پیدا نشده است.

برخی ورزشکاران از حدود 40 سال پیش از هورمونهای جنسی مردانه و مشتقات آنها برای نیروزایی استفاده میکرده اند که امروزه بسیاری دچار عوارض آنها از جمله سرطان کبد شده اند.اخیراً داروهای جدیدتری مورد استفاده برخی ورزشکاران قرار میگیرد که هنوز حتی اثر بخشی آنها در افزایش نیروی جسمی مورد مطالعه علمی دقیق قرار نگرفته است و عوارض بسیاری از آنها هنوز ناشناخته اند.به همین دلیل برای حفظ سلامت جسمی ورزشکاران و پیشگیری از عوارضی که آنان ناآگاهانه دچار میشوند،کمیته بین المللی المپیک استفاده بسیاری از آنها را ممنوع کرده است و آزمایشات متعددی برای اطمینان از این امر برروی ورزشکاران رقابتهای رسمی انجام میدهد.

کاربرد غیر مجاز داروها در ورزش(دوپینگ)

تاریخچه:

به معنی آیین غسل تعمید مسیحی گرفته شده است.قدمت doop دوپینگ از واژه های هلندی دوپینگ در ورزش به دو هزار سال قبل از میلاد برمیگردد،جایی که هومر در نوشته های خود به مصرف قارچهای غنی از پروتئین توسط گروهی از ورزشکاران یونان باستان اشاره نموده است.کاربرد واژه دوپینگ کمتر از صد سال قدمت دارد.نخستین مورد مرگ بر اثر مصرف دارو در سال 1886 میلادی در یک مسابقه محلی دوچرخه سواری اتفاق افتاد.در سال 1910 میلادی دوپینگ برای اولین بار جنبه رسمی و قانونی پیدا کرد بطوریکه در این سال،در یک مسابقه اسب سواری،اسبهای مسابقه از نظر مصرف مواد نیروزا مورد آزمایش قرار گرفتند.در المپیک 1954 گزارشاتی مبنی بر استفاده از دارو توسط ورزشکاران شوروی سابق انتشار یافت.مرگ کورت انمار جانسون دوچرخه سوار دانمارکی در سال 1960 رم خبری تکان دهنده برای جهان ورزش بود.تا اینکه اولین آزمایشات دارویی در المپیک به سال 1968 در المپیک زمستانی فرانسه به عمل آمد.

تعریف:طبق تعریف کمیسیون پزشکی کمیته بین المللی المپیک دوپینگ عبارتست از تجویز یا مصرف یک ماده خارجی-یا ماده درون زای بدن،با مقادیر غیر عادی و یا راه استعمال غیر طبیعی توسط شخص سالم با هدف افزایش کارآیی ورزشی.از سوی دیگر در سالهای اخید پدیده ای بنام«پارا دوپینگ» نیز پا به عرصه وجود نهاده است که عبارتست از دادن دارو به یک ورزشکار توسط حریف جهت کاهش کارآیی وی و یا بدنام کردن ورزشکار .

دوپینگ در عصر جدید:در سالهای اخیر همگام با پیشرفت دانش پزشکی و داروسازی در کنار استفاده صحیحی از کشفیات روزافزون ای علوم،متاسفانه عده ای با افراد سودجویانه استفاده نابجا از داروها را در جامعه اشاعه میدهند.یکی از عرصه های این سودجویی کاربرد غیر از داروها در ورزش و ترویج آن بوده است که اهداف اقتصادی،اجتماعی و حتی سیاسی در ورای این موارد استفاده نابجا وجود دارد.موارد فراوان خلع مدال،عوارض زیانبار گسترده جسمی و روحی گزارش شده از ورزشکاران و بالاخره موارد مرگ و میر قابل توجه ناشی از ارتکاب دوپینگ،حاکی از گسترش تکان دهنده این ضد ارزش در صحنه ورزش میباشد.در سال1981 یک بررسی در بین دانش آموزان ورزشکار آمریکایی نشان داد که 80 درصد افراد تحت مطالعه حداقل یک مورد سابقه استفاده از الکل،20 درصد از آنها سابقه مصرف ماری جوانا و 2 درصد از لین افراد تجربه مصرف استروئیدهای آنابولیزان را داشته اند.در یک بررسی دیگر بر روی رشته های دیگر ورزشی کمترین میزان کاربرد داروها در رشته هاکی روی چمن و بیشترین میزان کاربرد در رشته های وزنه برداری و دومیدانی ثبت شده است.در حال حاضر تمامی سازمانهای اجرایی ورزش و در راس آنها کمیسیون پزشکی کمیته بین المللی المپیک که از سال 1976 فعالیت رسمی خود را شروع کرده مسئولیت مبارزه با دوپینگ را در سراسر جهان برعهده دارند.این سازمانها تدوین و انتشار فهرستهایی همراه با تجدید نظر مداوم را در برنامه کار خود قرار داده اند و به انتشار این فهرستها همراه با انتشارات آموزشی دیگر و نیز انجام آزمایشات دارویی روی نمونه های گرفته شده از ورزشکاران نسبت به ریشه کنی دوپینگ اقدام مینمایند.

کاربرد غیر مجاز داروها در جوانان

دوران جوانی:مرحله قدرت و آسیب پذیری زیاد شناخته شده است.طغیان احساسات جوانی و طلب شهرت و مقام میتواند جوانان ورزشکار را در برخی از موارد تشویق به کاربرد غیر مجاز دارو نماید.در نتیجه یک مطالعه بر روی جوامع غربی،داروها و موارد کاربرد غیرمجاز،برحسب میزان مصرف آنها به ترتیب الکل،ماری جوآنا،دخانیات،آمفتامین ها،داروهای توهم زا و کوکائین،ویتامین ها و بالاخره استروئیدهای آنابولیزان گزارش شده اند.

به دلیل حساسیت سنی ویژه،ایجاد مقاومت درونی در جوانان از طریق ارائه آموزشهای مفید در خصوص داروها و عوارض مخاطره آمیز آنها،بهتر از منع مستقیم و اعمال مجازاتهای شدید است،گرچه اتخاذ شیوه های قانونی نیز در جای خود در مورد افراد ضرورت دارد.

دلایل منع دوپینگ

دوپینگ خود به دلایل اساسی زیر ممنوع شناخته شده است:

دلایل فیزیکی:کاربرد داروها طیفی از اثرات جانبی ناخواسته و زیانبار را برای بدن فرد بر جای می گذاردکه می توانند در پاره ای از موارد برگشت ناپذیر باشد و از این رو،صدمات جبران ناپذیری را یر روی سلامتی ورزشکار وارد نمایند.

دلایل اخلاقی: دوپینگ با اهداف عالیه ورزش که سالم سازی جسم و روح میباشد منافات دارد.از طرف دیگر این پدیده زمینه ای برای کشانده شدن چوانان ورزشکار بسوی بلای خانمانسوز اعتیاد را فراهم می آورد.

دلایل قانونی: دوپینگ به دلیل ایجاد برتری غیر منصفانه در صحنه ورزش،بر خلاف مقررات جاری سازمانهای اجرایی ورزش می باشد و ارتکاب آن جرم شناخته میشود.

قوانین جاری:

همچنین که در بخشهای پیشین ذکر شد اتکا به مقررات و اعمال مجازاتهای شدید برای مرتکبین دوپینگ،در کنار برنامه های مدون آموزشی و پرورشی فکری جوانان ورزشکار برای مبارزه با این ضد ارزش ضروری میباشد.سازمانهایی نظیر کمیسیون پزشکی کمیته بین المللی المپیک،کمیته المپیک ایالات متحده و سایر سازمانهای اجرایی و بین المللی،همگی با محکوم نمودن دوپینگ در ورزش،مقررات خاصی را در مسابقات تحت پوشش خود به مرحله اجرا گذاشته اندو در قالب این مقررات مجازاتهای ویژه ای را نیز جهت مرتکبین دوپینگ پیش بینی کرده اند.

با تمایز بین استفاده آگاهانه و عمدی از یک سوء مصرف غیرآگاهانه در قالب فرمولهای دارویی درمانی(نظیر وجود داروهای ممنوعه در فرمولهای ضد سرماخوردگی یا ضد اسهال)مجازاتهای خود را چنین اعلام نموده است:

دوپینگ آگاهانه

سه سال محرومیت از شرکت در مسابقات رسمی برای اولین مورد تخلف.

محرومیت مادام العمر از شرکت در مسابقات رسمی برای دومین مورد تخلف.

دوپینگ غیر آگاهانه

سه ماه محرومیت از شرکت در مسابقات رسمی برای اولین مورد تخلف.

دو سال محرومیت از شرکت در مسابقات رسمی برای دومین مورد تخلف.

لازم به ذکر است که در تمامی موارد فوق الذکر،اگر فرد خاصی موفق به دریافت مدال شده باشد مدال وی باز پس گرفته میشود.

داروهای دوپینگ

از دیدگاه کلی سه گروه از داروها توسط ورزشکاران مورد استفاده نابجا قرار میگیرند که عبارتند از:

1-داروهای نیروزا که توسط ورزشکار بطور آگاهانه برای افزایش کارآیی ورزشی مورد استفاده قرار میگیرد مانند استروئیدهای آنابولیزان

2-داروهای درمانی که توسط ورزشکار یا پزشک معالج وی بطور آگاهانه و یا ناآگاهانه در قالب نسخه های درمانی مورد استفاده واقع میشوند،طبق مقررات برخی از این داروها نظیر داروهای ضد احتقان مقاد سمپاتیک و داروهای ضد اسهال و یا کورتیکواستروئیدهای موضعی،در صورتی که قبل از مسابقه توسط پزشک تیم،مصرف آنها به اطلاع کمیته برگزار کننده رسیده باشد،مجاز شمرده میشوند.

3-داروهای نشئه آور که برای ایجاد حالت خوشی کاذب و عدم احساس خستگی و تنشهای روحی توسط ورزشکار مصرف میشوند نظیر الکل و ماری جوآنا.

بر اساس نظر مصرف پنج گروه از داروها توسط ورزشکاران در مسابقات ورزشی ممنوع میباشد که عبارتند از: محرکهای سیستم اعصاب مرکزی- ضد دردهای مخدر- استروئیدهای آنابولیزان- داروهای مدر- مسدودکننده های گیرنده های بتاآدرنرژیک

داروهای محرکهای سیستم اعصاب مرکزی:

این داروها در درمان جهت افزایش هوشیاری،رفع خستگی،کاهش اشتها،درمان برخی اختلالات خواب آلودگی و نیز در فزون فعالیتی کودکان بکار میروند.داروهایی از این دسته که در ورزش مورد استفاده نابجا قرار میگیرند،شامل کوکائین،آمفتامین،کافئین و پروپانول آمین هستند.طبق بررسی های بعمل آمده بیش از میلیونها نفر از جوانان کوکائین مصرف میکنند.محرکهای سیستم اعصاب مرکزی توسط ورزشکاران برای افزایش میزان انرژی،دقت و تمرکز حواس،تحریک رفتاری و بالابردن سطح هوشیاری استفاده میشوند.این داروها در حدود 20 درصد از مجموع سوءاستفاده های دارویی را بخود اختصاص میدهند.

کوکائین برای اولین بار توسط فروید جهت درمان دسته ای از اختلالات عصبی بکار رفت،اما بدلیل بروز عوارض جانبی خطرناک و کشف داروهای جدیدتر با خصوصیات برتر،بزودی کنار گذاشته شد.کوکائین ابتدا ایجاد حالت سرخوشی و نشئه و پس از آن حالت ناامیدی مینماید.سرعت انعکاسهای محیطی فرد در پاسخ به دارو بالا رفته ولی در کنار آن،فشار خون و تعدادضربان قلب نیز بطور قابل توجهی افزایش می یابد.از عوارض جانبی کوکائین میتوان به کاهش هماهنگی حرکات،هیجان،بی خوابی،بی قراری،اضطراب،جنون،سکته های قلبی و نارسایی احتقانی قلب اشاره کرد.

به عنوان نمونه مرگ لین بیاس ستاره بسکتبال دانشگاه مریلند آمریکا و دان راجرز فوتبالیست آمریکایی در سال1986 بر اثر اسید وزلاکتیک ناشی از مصرف کوکائین بوده است.آمفتامینها گروه دیگری از این دسته داروها هستند.سرآغاز دوپینگ در وزرشهای نوین با این داروها بوده است.این داروها توسط ورزشکاران جهت کاهش احساس خستگی،افزایش انعکاسهای محیطی و تمرکز حواس،حالت تهاجمی و بالاخره کاهش وزن استفاده میشوند.

بدلیل عدم احساس خستگی توسط ورزشکاران این خطر وجود دارد که این افراد ساعت های متمادی به فعالیت بدنی ادامه داده و عوارض جبران ناپذیری به بدن آنان وارد آید.عوارض قلبی و عروقی،اختلالات انعقاد خون،خشونت و بی رحمی،اعتیاد،تحریک عصبی و گرمازدگی از اثرات ناخواسته این داروها هستند.مرگ کورت انمار جانسون دوچرخه سوار دانمارکی در المپیک 1960 رم در اثر مصرف آمفتامین بوده است.

فتیل پروپانوئل آمین،محرک دیگر سیستم عصبی مرکزی است که در فرمولهای ضدسرما خوردگی جهت رفع احتقان و آبریزش دستگاه تنفسی فوقانی استفاده میشود.این دارو بدلیل،بروز اثرات سمی در مقادیر مصرف بالا کمتر توسط ورزشکاران استفاده شده است.از عوارض جانبی این دارو میتوان به افزایش فشار خون،حملات صرعی،آریتمی قلبی و حتی افزایش احتمال سکته قلبی اشاره کرد.

داروی دیگر محرک سیستم اعصاب مرکزی،کافئین است.کافئین ماده ای از گروه متیل گزانتین ها میباشد که در چای و قهوه بفراوانی وجود دارد.این دارو،علاوه بر خصوصیات کلی تحریک سیستم اعصاب مرکزی بدلیل افزایش مصرف اسیدهای چرب،میتواند انرژی زا هم باشد.کافئین در ترکیب برخی از داروهای مسکن و ضد سرماخوردگی وجود دارد.

در ورزشهای استقامتی،برخی از ورزشکاران از این دارو استفاده میکنند.از عوارض ناخواسته این دارو علاوه بر عوارض کلی،خاصیت مددی،آریتمی قلبی،عدم هماهنگی اعمال دقیق و برهم زدن وضعیت خواب و بیداری را میتوان نام برد.بدلیل وجود کافئین در ترکیب نوشیدنیها معمولی غلظت مجازی معدل12 میکروگرم بر میلی لیتر از این دارو در ادرار تعیین شده است که بالاتر از آن دوپینگ محسوب میشود.

داروهای مدر:

این داروها شامل دسته گسره ای از ترکیبات شیمیایی با اثر مشترک افزایش میزان دفع ادرار میباشد.داروهای مدر در مواردی نظیر گلوکوم،قلیایی کردن ادرار،آلکالوزمتابولیک،کوه گرفتکی حاد،ادم حاد ریوی،افزایش کلسیم خون،مسمومیت با یونهای مختلف،نارسایی حاد کلیوی،افزایش اسید اوریک خون،فشار خون بالا،نارسایی احتقانی قلبی و دیابت بی مزه کاربرد درمانی دارند.مصرف نابجای داروهای مدر در ورزش بدلیل اثر کاهش وزن ناشی از آنهاست که در رشته هایی نظیر کشتی،وزنه برداری،بوکس،ورزشهای رزمی و قایق رانی مطلوبست به علاوه این داروها برای رقیق کردن ادرار و فرار از نتیجه آزمایشات مثبت سایر داروهای مورد استفاده در دوپینگ بکار میروند.از عوارض ناخواسته این داروها،بهم خوردن تعادل آب و الکترولیتهای بدن( که برای حفظ حیات بسیار ضروری است ) و مخاطرات قلبی-عروقی،عصبی و متابولیک ناشی از آن قابل ذکر است.

استروئیدهای آنابولیزان:

استروئیدهای آنابولیزان،مشتقات هورمونهای مردانه یا تستوسترون میباشد که در مقایسه با خود تستوسترون(هورمون مردساز)دارای اثرات آنابولیک بیشتر و اثرات مردانه (آندروژنیک) کمتر هستند.مصارف درمانی این گروه دارویی،شامل اختلالات عملکرد غدد جنسی مردانه،کم خونی،سرطان پستان( به عنوان داروی کمکی )آنژیوادم ارثی و آندومتریوز(بیماری زنان)،تاخیر در رشد استئوپروز(پوکی استخوان)،سوختگی و جراحی میباشد.برای درمان کوتاه مدت از انواع خوراکی نظیر متیل تستوسترون و جهت درمان بلند مدت از انواع تزریقی مانند ناندرولون استفاده میشود.نخستین گزارشات حاکی از کاربرد نابجای این داروها در ورزش به سال1950 مربوط میشود تا جایی که گروهی از وزنه برداران و بدنسازان مرتکب دوپینگ با این داروها شده بودند.پس از آن درخشش وزنه برداران روسی را در المپیک 1960 به مصرف داروهایی از این دسته نسبت دادند. استروئیدهای آنابولیزان در سال 1974 به فهرست داروهای ممنوعه اضافه شدند.

بدلیل احتمال مصرف نابجای هورمون تستوسترون توسط ورزشکاران برای فرار از نتایج آزمایش مثبت در سال1684 نسبت غلظت ادراری تستوسترون به ابی تستوسترون معادل6 به1 بعنوان حد مجاز شناخته شد و بالاتر از آن،نشانگر مصرف تستوسترون خارجی قلمداد گردید.(زیرا این ترکیب در بدن یک فرد عادی وجود دارد)خلع مدال طلای بن جانسون دونده کانادایی در المپیک1988 سئول به دلیل مصرف نابجای داروی استانوزولول و ده ها مورد دیگر از این دست نشانگر وسعت مصرف این داروها در ورزش امروز میباشد.این داروها توسط ورزشکاران جهت افزایش کارآیی ورزشی،حجم و قدرت عضلانی،ایجاد ظاهری درشت و خشن نما و بالاخره افزایش حالت تهاجمی و کاهش احساس خستگی استفاده میشوند.بیشترین میزان مصرف این داروها در رشته های بدنسازی،دومیدانی،کشتی،وزنه برداری و فوتبال گزارش شده است.اولین گروه از اثرات جانبی این داروها،عوارض مردانه (اندروژنی) ناشی از آنها است که شامل پیدایش و افزایش جوش صورت،طاسی،تحلیل رفتن شور جنسی،تحلیل بیضه ها،تحریک پذیری،حالت تهاجمی،ژنیکوماستی (بزرگ شدن پستانها) ایجاد صفات مردانه در زنان و بالاخره عقیمی میباشد.عوارض عضلانی اسکلتی این داروها شامل تسریع بسته شدن اپی فیز استخوان ها(خط رشد) در دوران نوجوانی و جوانی و بنابراین رکورد رشد،افزایش احتمال در رفتگی استخوان،عدم تناسب عضله با زردپی و بالاخره تخریب مفاصل میباشد.

استروئیدهای آنابولیزان پس از بسته شدن اپی فیز تاثیری بر روی رشد استخوان ها ندارند.عوارض کبدی استروئیدهای آنابولیزان گسترده بوده و در زمره عوارض بلند مدت و خطرناک این داروها میباشد.این عوارض در هنگام مصرف انواع خوراکی داروها بیشتر دیده میشوند و امروزه بدلیل روی آوردن ورزشکاران به این نوع از داروها به لحاظ دفع سریعتر آنها نسبت به انواع تزریقی،متاسفانه مبزان مصرف نوع خوراکی بالا رفته است.اثر بر روی متابولیسم (سوخت و ساز) کبدی داروها و استروئیدهای درون زا،احتباس صفرا و یرقان انسدادی،نارسایی کبدی،تخریب بافت کبد و بالاخره سرطان های خوش خیم و بدخیم از جمله عوارض کبدی این داروها هستند که زمان بروز آنهاحتی تا22 سال بعد از مصرف دارو نیز گزارش شده است.دسته بندی عوارض جانبی داروهای آنابولیزان،بر روی کلیه و پروستات ایجاد میشوند که مهم ترین آنها بزرگ شدن پروستات و سرطان پروستات و سرطان کلیه هستند.از جمله مهم ترین عوارض قلبی-عروقی و خونی استروئیدهای آنابولیزان که به فراوانی مشاهده میشوند و بدین ترتیب افزایش احتمال بروز سکته قلبی(انفارکتوس میوکارد) و سکته مغزی،افزایش میزان انعقاد خون و افزایش تعداد سلولهای خون (پنی سیتمی) قابل ذکر هستند.علاوه بر اثرات جسمانی فوق الذکر،دسته ای از اثرات روحی-روانی نظیر افسردگی،هیجان،جنون و بالاخره اعتیاد نیز در اثر مصرف این داروها ایجاد می شوند.

منبع : پايگاه اطلاع رساني پزشكان ايران

 

تولد نوزاد باردار!

بنقل ازتبيان

تصور كنيد، نوزادي به دنيا بيايد و در شكمش، جنين ديگري داشته باشد! ممكن است فكر كنيد كه طفلك دخترك در شكم مادرش باردار شده، ولي نكته اينجاست كه نوزاد پسر است.

اين اتفاقي است كه اخيرا در شيلي رخ داده( 24  نوامبر  2006) و نوزاد پسري با يك جنين در شكمش متولد شده است. پزشكان هم در اولين فرصت اين نوزاد دومي ‌را به دنيا آوردند ولي اين جنين زنده نماند.

عجيب ولي واقعي

پزشكان مي‌گويند، اين نوزاد دچار پديده جنين در جنين (FETUS IN FETUS) شده است و در دوران بارداري مادر، جنين فرعي وارد بدن جنين اصلي شده و در بدن او رشد كرده است و در نهايت، جنين اصلي يعني همين پسر بچه با يك جنين در داخل شكمش متولد شده است.

پزشكان بيمارستان هرنان هنريكوئز(HERNAN HENRIQUEZ) شهر تماكو(TEMUCO) در شيلي، مدتي قبل از تولد اين نوزاد، با تصوير برداري از جنين، متوجه وجود يك جنين  10  سانتي‌متري در بدن جنين اصلي شده بودند.

جنين فرعي چهار اندام و يك ستون فقرات ناقص داشت، اما سر نداشت. به همين خاطر هيچ اميدي به زنده ماندنش نبود.

بعد از تولد نوزاد اصلي، پزشكان او را جراحي كردند و جنين فرعي را از شكمش خارج كردند. در حال حاضر نوزاد پسري كه هنوز نامي ‌برايش انتخاب نشده، زنده و سالم است.

دكتر ماريا آنجليكا بلامر، رئيس بخش نوزادان بيمارستان هرنان هنريكوئز، در اين باره مي‌گويد: «اين يك مورد نادر است. ولي خيلي خطرناك نيست، چون قابل درمان است. اين نوزاد پسر هم جراحي شد و اگر مشكل خاصي برايش پيش نيايد، حتما زنده خواهد ماند.»

پديده ي جنين در جنين

پديده جنين در جنين، يك اختلال بسيار نادر است كه از هر  500000  تولد زنده، يكي دچار اين مشكل مي‌شود. در اين پديده جنين اصلي ميزبان جنين فرعي است.

جنين فرعي كه خود توانايي تامين غذا و اكسيژن مورد نيازش را ندارد، با كمك چيزي شبيه بند ناف به سيستم گردش خون جنين اصلي متصل شده و از اين راه به حيات خود ادامه مي‌دهد.

البته اين بند ناف جنين فرعي با بند ناف واقعي تفاوت‌هايي دارد كه مهم ترين آنها تعداد رگ‌هاي داخل آن است. به عبارتي بند ناف جنين فرعي فقط  2  رگ دارد، در حالي كه بند ناف طبيعي  3  رگ دارد. همين موضوع باعث شد تا در تئوري دو قلو بودن دو جنين تو در تو ترديد ايجاد شود.

البته معمولا جنين فرعي براي جنين اصلي مشكلي ايجاد نمي‌كند، مگر اينکه رشد كرده و به حدي بزرگ شود كه به عنوان يك توده بتواند به ساير اعضاي جنين اصلي فشار وارد كند. در اين موقع است كه جنين اصلي كه ديگر بايد آن را نوزاد ناميد، با احساس علايمي‌مثل درد، تهوع و استفراغ و يبوست بزرگ‌تر‌ها را متوجه مشكل مي‌كند و در نهايت پزشكان با كمك روش‌هاي تصويربرداري پيشرفته ي پزشكي، وجود جنين فرعي در بدن نوزاد را كشف مي‌كنند.

بند ناف جنين فرعي فقط  2  رگ دارد، در حالي كه بند ناف طبيعي  3  رگ دارد. همين موضوع باعث شد تا در تئوري دو قلو بودن دو جنين تو در تو ترديد ايجاد شود.

در اين موارد معمولا جنين فرعي در شكم، خصوصا پشت پرده صفاقي نوزاد قرار دارد، يعني جنين فرعي لابه‌لاي روده‌ها و احشاي داخل شكم از طريق همان بند ناف  2  رگه، به عروق صفاقي جنين اصلي متصل است. اما در موارد معدودي از اين پديده ي نادر، جنين فرعي در دهان، كمر و حتي بيضه و جمجمه ي نوزاد ميزبان هم قرار مي‌گيرد.

تاكنون  92  مورد جنين در جنين گزارش شده كه آخرين آنها همين مورد در شيلي بود. اولين بار در سال  1806  ميلادي چنين پديده‌اي گزارش شد.

چرا و به چه علت؟

با اينكه در برخي از منابع، علت پديده ي جنين در جنين را در واقع نوعي دو قلويي مي‌دانند، اما بررسي  92  مورد از اين پديده كه تا كنون گزارش شده است، نشان مي دهد كه معمولا نوعي تومور خوش‌خيم به نام تراتوم(TERATOMA) كه در سنين بسيار پايين تشکيل آن شروع مي‌شود، باعث ايجاد جنيني در بدن يك جنين مي‌شود. تراتوم، توموري متشکله از انساج مختلف جنيني است. حتي در برخي موارد، مثل آنچه در سال  1997  در بيمارستان جانز هاپكينز آمريكا گزارش شد، براي بهبود كامل جنين اصلي، پزشكان مجبورند بعد از جراحي از شيمي‌ درماني استفاده كنند.

نوعي تومور خوش‌خيم به نام تراتوم(TERATOMA) كه در سنين بسيار پايين تشکيل آن شروع مي‌شود، باعث ايجاد جنيني در بدن يك جنين مي‌شود. تراتوم، توموري متشکله از انساج مختلف جنيني است.

 

در تراتوم، بافت‌هاي تومور بسيار تمايز يافته‌اند و در برخي موارد حتي عملكرد يك بافت طبيعي را هم دارند. البته نكته مهم در مورد اين تومور اين است كه معمولا بافت داخل تراتوم، با بافتي كه تومور در آن واقع شده تفاوت دارد، يعني مثلا در داخل ريه يا شكم تراتومي ‌كه دندان توليد مي‌كند تشكيل مي‌شود. ولي دنداني هم كه ايجاد مي‌شود، يك دندان كامل است.

اگر اين تراتوم رشد زيادي داشته باشد و بتواند بافت‌هاي متعددي مثل استخوان‌هاي مهره، اندام‌ها و نيز عضله و دندان را با هم توليد كند، توده‌اي تشكيل مي‌شود كه بسيار شبيه يك جنين است. اين همان اتفاقي است كه در پديده جنين در جنين رخ مي‌دهد.

منبع : همشهري

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

باز هم تولد نوزاد يخي

         

بعضي‌ها براي ماندن به هر دري مي‌زنند، اما وقتي قرار است حذف شوي، از تو سئوالي نمي پرسند، چشم‌هايت بسته مي‌شود و به خوابي مي‌روي كه بيداري ندارد. اما از آن‌سو، لبخند زندگي را هم مي‌توان در دشوارترين شرايط به چشم ديد.

 

توفان كاترينا هم يكي از همين حوادث طبيعي بود كه در سال  2005  ميلادي در آمريكا رخ داد و بخشي از كرانه‌هاي آمريكايي خليج مكزيك را درنورديد و به ويراني كشيد.

 

آخرين خبر از توفان کارتينا اين است كه نوزاد پسر حاصل از جنين منجمدي كه از سيلاب‌هاي ناشي از توفان كاترينا نجات يافته بود، در بيمارستاني در منطقه نيواورلئان به دنيا آمده و «نوح» ناميده شده است.

 

توفان كاترينا در صبح  29  اوت  2005  از دريا به خشكي رسيد و باعث مرگ هزاران تن و آوارگي يك ميليون نفر شد. گفته مي‌شود چنين فاجعه‌ ي انساني از زمان جنگ داخلي آمريكا در ايالات متحده ديده نشده بود.

 

به گزارش رويترز، نوح بنتون ماركام (NOAH BENTON MARKHAM) كه سه‌شنبه  16  ژانويه  2007(26  دي  1385) در بيمارستان سنت تاماني پريش در شهر كووينگنون در ايالت لوئيزيانا متولد شده، به گفته ي سخنگوي بيمارستان نوزاد  8/3  كيلوگرم وزن داشته و به طريق سزارين و بدون هيچ عارضه‌اي متولد شده است.

 

والدين اين نوزاد، ربكا و گلن ماركام مشكل ناباروري داشتند و با تلقيح آزمايشگاهي سلول‌هاي اين دو، در يك كلينيك ناباروري، جنيني بوجود آمده بود تا بعدا در رحم مادر كاشته شود.

 

پس از بروز توفان كاترينا مسئولان اين جنين‌ها و ساير جنين‌هاي ذخيره‌ شده در بيمارستان را كه در معرض از بين رفتن در ميانه سيلاب فراگيرنده منطقه بودند، نجات دادند.

 

نوح يك برادر بزرگ تر دو ساله هم دارد(تصوير بالا) كه جنين او هم در همان زمان بوجود آمده بود، اما قبل از توفان در رحم مادرش كاشته شده بود.

 

پزشكان اسپانيايي در آبان ماه سال جاري نيز، جنيني را كه به مدت  13  سال منجمد شده بود در بدن زني قرار دادند كه حاصل آن تولد يك نوزاد سالم بود.

 

اين طولاني‌ترين مدتي است كه تا كنون ك جنين در محيطي سرد انجماد مي‌يابد. اين جنين يكي از  6  جنين باقي مانده از زوجي بود كه از طريق لقاح آزمايشگاهي صاحب نوزادي شده بودند.

 

پيش از اين نيز، تايمز لندن خبر داده بود كه در سال  2003  نيز يك جنين يخ زده  12  ساله درون بدن يك زن اسرائيلي جاي گرفت و حاصل آن تولد يك دو قلو بود.

 

اين در حالي است كه محققان هنوز مطمئن نيستند كه تا چه مدت يك جنين را مي‌توان در فضايي سرد نگهداري كرد و سپس آن را به يك نوزاد سالم تبديل ساخت. به اعتقاد برخي از محققان منجمد‌ كردن جنين‌ها حتي براي قرن‌ها نيز امكان‌پذير است.

 

در حال حاضر در ايران هم، پژوهشكده ي رويان، وجود دارد که يكي از مراكز تحقيقاتي- درماني ناباروري است و فعاليت‌هاي درماني اين مركز تا كنون به تولد بيش از  1800  نوزاد منتج شده است.

 

اولين تولد جنين منجمد در ايران نيز در سال  1375  در نتيجه تلاش‌هاي محققان ايراني دراين موسسه رخ داد.

 صدف کوه کن

منبع : همشهري

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سوال بزرگ تاريخي در مورد حجامت

 

اين سوال مطرح است كه اگر واقعا طب سنتي روش موثري براي درمان بسياري از بيماري هاست، چرا يك دفعه ترك شده است؟ آيا مردم نسبت به گنجينه ي علمي خود دچار فراموش كاري شده اند يا برنامه ي خاصي براي نابودي آن اجرا شده است ؟

 

مطالعه ي کتاب «تاريخ طب در ايران» نوشته ي «دکتر سيريل الگود» پزشک سفارت انگليس در دربار قاجار، حقايق تلخي را بر ما روشن مي کند.

 

با خواندن کتاب«تاريخ طب در ايران» متوجه مي شويم که استعمار اولين بار به وسيله ي طب خود وارد اين مملکت شد و حذف طب سنتي، بنا به اعتراف سيريل الگود و ساير مورخين و اطباي غربي، حرکتي خزنده بود که طي ده ها سال تلاش و برنامه ريزي بي وقفه حاصل شد و جهت اين حرکت نيز از بالا به پائين بود، يعني ابتدا شاهان و شاهزادگان را متقاعد کردند ، بعد راه آموزش طب سنتي را مسدود و در نهايت مردم را مجبور به روي آوردن به طب شيميايي کردند.

 

سيريل الگود در کتاب خود مي گويد :

 

«مبارزه با طب سنتي از زمان شاه عباس صفوي که مقارن با ورود کمپاني هند شرقي به ايران بود، در دستور کار قرار گرفت، ليکن به علت مقاومت مردمي هيات هايي که در زمان صفويه به ايران مي آمدند توفيقي به دست نياوردند.»

 

پزشک کمپاني هند شرقي در آن زمان فردي به نام FRYER  بود. او در مورد اين ناكامي مي گويد:

 

"اين ها اصلا عادت ندارند با مطالعات و تحقيقات جديد پيشرفت کنند و از اين جهت، با همان تعصبي که به مقدسات متمسک هستند ، به اصول طب خود چسبيده اند."

 

اين سخنان علاوه بر اين که عصبانيت اين پزشک از اعتقاد مردم به طب خود را نشان مي دهد، بيانگر شدت اعتقاد مردم آن زمان به طب سنتي در حد باورهاي مذهبي مي باشد.

 

آيا اگر مردم که طبيعتا هميشه به سلامتي خود علاقه مندند، از طب سنتي خود نتيجه نمي ديدند و از آن راضي نبودند، چنين به آن پايبندي نشان مي دادند؟

 

بعد از دوران صفويه به دوران قاجار مي رسيم. سيريل الگود در ادامه ي کتاب خود مي گويد:

 

«ويژگي مهم دوران قاجار، انتقال طب ابن سينا به طب هاروي و پاستور بود. هيات هاي نمايندگي که در اين زمان به ايران مي آمدند، اغلب پزشک بودند و به اين ترتيب طب غربي به ملايمت و آهستگي در سنگرهاي طب سنتي نفوذ کرد.»

 

از اين سخنان، خزنده بودن و اينکه اين حرکت يک حرکت جنگي و به قصد غلبه و تسلط فرهنگي بوده است، روشن مي شود. واضح است که براي غلبه بر يک ملت بايد آن را نسبت به داشته هاي خود دچار خود باختگي کرد و کدام خود باختگي از اين بالاتر که يک ملت بپذيرد براي حفظ سلامتي و درمان خود محتاج به بيگانگان است؟ پس وقتي در اين سنگر تسلي شود، ساير سنگرها را راحت تر تخليه مي کند و دقيقا به همين علت است که هيات هاي نمايندگي غربي که به ايران مي آمدند عمدتا از ميان پزشکان انتخاب مي شدند.

 

سيريل الگود زماني اين اعترافات را مي گويد که اهداف استعمار در اين مورد کاملا پياده شده و کار از کار گذشته است. وي اظهار مي دارد:

 

«بديهي است که اکنون دور نماي طب به نحو محسوسي تغيير يافته بود. 50  سال آموزش بوسيله ي اساتيد خارجي، نسلي را پديد آورده بود که ديد آنها کاملا با پدرانشان متفاوت بود. اين نفوذ فرهنگ غربي به وسيله ي هيات هاي پزشکي در مراکز مختلف کشور تقويت شده بود و بزرگترين افتخار و اعتبار را در اين مورد بايد به اين هيات ها داد.»

 

سيريل الگود آن گاه وضع قانون منع طبابت سنتي را به عنوان آخرين ميخ تابوت ابن سينا معرفي کرده و مي گويد:

 

"در سال  1911  وضع قانون طبابت بر اساس ديپلم و مدرک صورت گرفت که مي گفت: هيچکس در هيچ نقطه از ايران حق اشتغال به هيچ يک از فنون طبابت را ندارد، مگر اينکه از وزارت معارف اجازه نامه گرفته يا تصديق نامه از ممالک خارجه داشته باشد.

 

بدين ترتيب آخرين ميخ تابوتي که حاوي جسد مرده ي طب سنتي بود کوبيده شد. سمت معلمي طب ابن سينا نيز منسوخ شد. تمام اين اصلاحات نشان مي داد که با سپري شدن دوره مجريان طب رازي و ابن سينا، روش هاي طبي منسوب به آنان نيز محکوم به فنا گرديده است. رسم ديرينه ي خدمت شاگردي نيز از بين رفت و حکيم ها ديگر نمي توانستند شاگرداني به سوي خود جلب و معلومات و تجربيات عملي خود را به آنها منتقل کنند. تمامي اين پيشرفت ها به وسيله ي سياست اروپا به شدت کنترل مي شد."

 

ملاحظه مي کنيد که اصلا صحبت از يک حرکت علمي و يک جايگزيني منطقي در کار نيست و اصلا تحقيق و بحثي در تاريخ نمي بينيم که مقايسه اي ميان طب رايج و طب سنتي انجام داده و راي به برتري طب رايج داده باشد.

 

آري اين بود مختصري از حادثه ي ناميموني که بر سر طب سنتي ما و مخصوصا حجامت رفته است واز آنجايي که حجامت درماني بدون داروست و هيچ وابستگي به خارج ندارد، بيش از ساير روش هاي درمان در طب سنتي مورد عناد و ستيزه جويي قرار گرفته و مي گيرد.

 

علاقمندان جهت کسب اطلاعات بيشتر مي توانند به منابعي که معرفي شد مراجعه کنند.

 

در پايان، لازم به ذکر است که ما منکر پيشرفت هاي پزشکي رايج در زمينه جراحي، ارتوپدي، ابزار تشخيصي و خلاصه آنچه به مدد تکنولوژي و مهندسي پزشکي حاصل شده است نيستيم، بلکه بحث بر سر اين است که طب رايج در درمان بيماري هاي مزمن( CHRONIC DISEASE) ناکام مانده و روز به روز اين ناکامي ها و عوارض استفاده ي طولاني مدت از داروهاي شيميايي بيشتر رخ مي نماياند.

 

در چنين شرايطي احياء طب سنتي يک ضرورت است، که به قول سعدي:

 

کهن جامه ي خويش پيراستن

 

به از جامه ي عاريت خواستن

 

پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: در شب معراج وقتي به آسمان هفتم صعود كردم، هيچ مَلكي از ملائك از من گذر نكردند، مگر اينكه گفتند: اي محمد حجامت كن و امتت را به حجامت كردن و خوردن سياه دانه امر بفرما.( تفسير الميزان، سوره اسراء، آيه  1)

 

پيامبر اكرم اكرم(ص) فرموده اند: آن قدر جبرئيل در مورد حجامت به من سفارش كرد كه فكر كردم مبادا واجب است. ( بحارالانوار، ج  62  ،ص  126)

 

      

دكتر رضا منتظر- عضو هيئت علمي موسسه ي تحقيقات حجامت ايران

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مراحل پُر کردن دندان(با تصاوير)

 

 

        

قبل از اينکه مراحل مختلف پُر کردن دندان را شرح دهم، لازم است نگاهي به قسمت هاي مختلف يک دندان سالم داشته باشيم (روي تصوير بالا کليک کنيد).

 

مهم ترين مسئله در اين تصوير اين است که به موقعيت عصب دندان توجه داشته باشيد. همانطور که در تصوير مشاهده مي کنيد، عصب دندان از سطح دندان فاصله بيشتري دارد تا از کناره هاي دندان. لذا پوسيدگي هاي کنار دندان زودتر به عصب مي رسند تا اينکه از شيارهاي سطح دندان پوسيدگي رشد کند.

 

مسئله بعد اين است که تا پوسيدگي به عصب نرسيده، مي شود دندان را بدون عصب کشي پُر کرد و اين ربطي به عمق پوسيدگي ندارد، يعني حفره ي پوسيدگي چه  1ميلي متر باشد و چه  7  ميلي متر، اگر به عصب دندان نرسد، پُر کردن احتياج به عصب کشي نخواهد داشت. ولي اگر حتي به اندازه ي نوک سوزن پوسيدگي روي عصب دندان را باز کند، اين دندان نياز به عصب کشي خواهد داشت .

 

البته اگر به طور تصادفي (نه به خاطر پوسيدگي) عصب دندان باز شود، راه هاي درماني ديگري مثل دايرکت پالپ کپ و .... براي آن وجود دارد که از حوصله ي اين مقاله خارج است.

 

در مجموع اگر پوسيدگي دندان به عصب برسد، بايد آن را عصب کشي کنيم و بعد دندان را پُر کنيم، حال چه درد داشته باشيم و چه نداشته باشيم. در حاليکه اکثر افراد فکر مي کنند که فقط وقتي دندان را عصب کشي مي کنيم که درد داشته باشيم.

 

تصوير بالا را نگاه کنيد. اين شکل دنداني است که پوسيدگي تا کناره هاي عصب دندان رفته، ولي هنوز به عصب دندان نرسيده است. در چنين حالتي معمولا دندان به سرما و گرما حساس مي شود و با خوردن چيزهاي شيرين ممکن است درد خفيفي روي دندان احساس کنيم.

 

نکته ي دوم در اين تصوير اين است که وقتي پوسيدگي از شيارهاي دندان شروع مي شود، ديگر از سطح گسترش پيدا نمي کند، بلکه از عمق گسترش پيدا کرده و مثل يک کوزه، داراي دهانه اي تنگ و بدني وسيع است.

 

از اين تصوير نتيجه مي گيريم که نبايد از ظاهر دندان، در مورد پوسيدگي آن قضاوت کرد، زيرا در ظاهر ممکن است پوسيدگي کم به نظر برسد، ولي ممکن است به عصب رسيده باشد.

 

پس به طور منظم براي چک کردن دندان ها، نزد دندان پزشک خود برويد تا در مراحل اوليه يدرمان تشخيص داده شود.

 

اولين کاري که ما براي پُر کردن دندان انجام مي دهيم، برداشتن پوسيدگي هاي دندان است. به شکل بالا دقت کنيد.

 

مقدار برداشت پوسيدگي بيشتر از خود فضاي پوسيده شده است. علت آن است که ميناي موجود در بالاي فضاي پوسيدگي، UN SUPPORT  بوده و بايد برداشته شود. علت دوم اين است که ما براي دسترسي به عمق پوسيدگي مجبوريم به اصطلاح دهانه ي اين پوسيدگي کوزه مانند را باز کنيم.

 

تهيه حفره هاي دندان پزشکي قوانين خاصي دارد که تمامي دندان پزشکان در مورد آن آموزش کامل ديده اند. نترسيد دندانتان را اضافي برنمي دارند!

 

بعد از برداشت کامل پوسيدگي، ته حفره را چک مي کنيم که روي عصب دندان باز نشده باشد. در صورتي که مطمئن شديم که عصب دندان باز نيست، از موادي براي حفاظت عصب دندان(روي قسمت هايي که نزديک عصب است)، استفاده مي کنيم(همانند شکل بالا).

 

اين مواد به دو علت استفاده مي شوند:

 

1- عصب دندان را از تحريکات مختلف حرارتي حفاظت مي کنند.

 

2- اين مواد حاوي يون هايي است که عصب دندان را براي ساخته شدن مجدد تحريک مي کنند و اين براي استحکام عاج باقي مانده ي زير پُر کردگي مفيد است.

 

در مرحله ي آخر دندان را با آمالگام پُر مي کنيم. آمالگام ماده اي است که ساختمان اصلي آن را نقره و جيوه تشکيل مي دهد.

 

زماني شايع کرده بودند که جيوه ي موجود در آمالگام براي بدن مضر است، در حالي که اصلا اينطور نيست. ما دندان پزشکان علت اين شايعات را مي دانيم، شما فکر خود را مشغول آن نکنيد.

 

همين قدر بگويم که براي دندان هاي خلفي هنوز هم بعد از گذشت  100  سال ماده اي مناسب تر از آمالگام ساخته نشده است. البته تلاش هاي زيادي براي استحکام بخشيدن به مواد همرنگ دندان انجام مي شود، ولي هنوز در مقايسه با آمالگام، عقب هستند.

 

منبع : WWW.IRANDENTIST.INFO

 

* مطالب مرتبط در اين سايت:

 

علت دندان درد

 

مشخصات يک مسواک مناسب

 

نحوه ي مسواک زدن صحيح (همراه با تصاوير)

 

روش استفاده از نخ دندان(با تصاوير)

 

فلورايد؛استحکام دهنده ي ي دندان

 

مقدار پوسيدگي دندان، به شکل و نوع ماده غذايي بستگي دارد

 

مواد غذايي موثر در پوسيدگي دندان و جلوگيري از آن

 

ضرورت نگهداري از دندان ها

 

شناخت علل پوسيدگي دندان

 

در مورد فوايد نخ دندان و ضرورت استفاده از آن چه مي دانيد؟

  

لبخندي زيبا با دندان هايي سفيد                

 

چگونه فلورايد از پوسيدگي دندان جلوگيري مي کند؟

 

 

تماس باما فرهنگی ورزشی معارف اسلامی صفه اصلی