|
زندگينامه حضرت آية الله العظمی محقق كابلی
دوران كودكي و تحصيلات
فصل اول
حضرت آيه الله العظمي محقق كابلي (دام ظله العالي) در تابستان 1307
هجري شمسي ، در روستايي واقع در شمال غرب كابل و در يك خانواده
مذهبي و مخلص اهل البيت ديده به جهان گشود ، از آنجايي كه در
خانواده ايشان ، آموزش ، تربيت ، خصلت و منش مذهبي حاكم بود، لذا
نخستين گامهاي آموزش را در محيط آموزشي خانواده برداشته و در سن 7
سالگي در نزد برادر خود نور احمد رحمه الله عليه آموزش ابتدائي را
شروع نموده و قرآن شريف و كتب فارسي درسي رايج را در نزد ايشان فرا
مي گيرند.
بعد از طي اين مرحله ابتدائي در محيط آموزشي بيرون از خانواده قدم
نهاده و شروع به فراگيري علوم عربي و اسلامي چون ادبيات ( مانند
صرف ، نحو ، معاني ، بيان و ...) منطق ، فقه و و اصول مي نمايد ،
بدليل فقدان يك سيستم آموزشي منظم و پيشرفته و نبود مدرسه و حوزه
عليمه درسي ، اين مضامين را بطور پراكنده و به شيوه سنتي و محلي در
نزد روحانيون محل و كابل تلمذ مي نمايد .
باتوجه به مشكلات موجود از نظر آموزشي، امكانات و خفقان سياسي ،
فرهنگي ، مذهبي حاكم بر جامعه افغانستان ايشان با جديت و علاقه
فراوان در سهاي حوزوي و آموزش علوم استامي را دنبال مي نمايند و در
طي اين مدت كتابهاي مهم درسي چون : جامع المقدمات ، شرح ملا جامي ،
مغني ، سيوطي ، مظول ، ( متون درسي ادبيات عربي ) حاشيه ملا
عبدالله ، ( متن درسي منطق ) معالم الاصول ، قوانين ( متون درسي
اصول فقه ) و كتاب شريف شرح لمعه ( متين درسي فقه ، ميراث ارزشمند
شهيدين ) (( رهما )) را به پايان مي برد . با پايان رسانيدن حد
نهايي امكان ادامه تحصيلات در كابل عملا زمينه استمرار تحصيل در
آنجا منتفي مي گردد .
ايشان از طرفي استعداد سرشار و علاقه شديد به فراگيري علوم اسلامي
داشتند و از طرفي نيز عملا امكان ادامه تحصيلات در كابل منتفي بود
و لذا مدتي را با رنج و نگراني در كابل به سر مي بردند .
تا اينكه سرانجام با اعتماد و توكل به خداوند تبارك و تعالي و توسل
به ائمه اطهار ( سلام الله عليهم اجمعين ) ايشان تصميم مي گيرند كه
راهي حوزه علميه نجف گردند تا روزنه جديدي از علم و هدايت الهي در
برابر ايشان گشوده شود .
جريان
مسافرت از كابل تا ايران و از آنجا تا عراق و نجف اشرف قابل دقت
بسيار و بسيار آموزنده است و مشخص است كه از همان آغاز مسافرت تا
ورود به حوزه علميه نجف اشرف و همين طور ادامه تحصيلات ، همه اين
مراحل همراه با الطاف الهي و عنايات خاصه اهل بيت اطهار عليهم
السلام بوده است ، مشكلات اداري و غيره به سرعت و معجزه آسا (( من
حيث لا يحتسب )) يكي پس از ديگري برطرف گرديده و زمينه ها براي
رسيدن به مقصود فراهم مي گردد .
جريان مسافرت از اين قرار است : در پائيز 1332 عده اي از مومنين
منطقه آمادگي سفر به كربلا و نجف را جهت زيارت عتبات وعاليات مي
گيرند كه در جمع آنها ، يكي از اساتيد ايشان به نام شيخ محمد و
خواهر ايشان نيز بوده اند ، بعد از طي مراحل اخذ پاسپورت عزم سفر
مي نمايند ايشان جهت خداحافظي به منزل آنها مي رود ، آنها به ايشان
پيشنهاد مي كنند كه تا كابل ما را همراهي نمائيد اين پيشنهاد مورد
موافقت معظم له قرار مي گيرد و با آنها عازم كابل مي شوند در جريان
سفر به كابل به صورت الهام گونه تصميم مي گيرد كه با اين غافله كه
عازم زيارت عتبات عاليات هستند عازم شوند و يك پاسپورت سريعا و به
طور معجزه آسا براي ايشان درست مي شود و بعد ويزاي ايران را در
هرات مي گيرد و از آنجا عازم ايران شده و ويزاي عراق را در
كرمانشاه ( باختران دريافت مي نمايد و سرانجام در عتبات عاليات با
پاسپورت رسمي مشرف مي شود بدون اينكه هيچ مشكلي در مسافرت ايجاد
گردد !! و اين نبوده است به جزء لطف الهي و جازبه ائمه اطهار( سلام
الله عليهم اجمعين )كه نسبت به شيعيان مخلص خود دارند .
در سال (1332 ) وارد حوزه علميه نجف اشرف مي گردد و تحصيلات خويش
را از دو متن درسي سنگين حوزه علميه در فقه و اصول يعني (( رسائل
)) و (( مكاسب )) ( يادگار و ميراث ارزشمند يگانه پاسدار فقه و
فقاهت دانشمند و فقيه فرزانه شيخ اعظم مرتضي انصاري (( رحمه الله
عليه )) ) شروع مي نمايد و از محضر رجال نامي حوزه علميه نجف اشرف
آيت الله سيد عبدالاعلي سبزواري (رحمة الله ) و آيت الله شيخ كاظم
تبريزي و آيت الله سيد عبدالحسين رشدي و آيت الله شيخ محمد تقي آل
رازي اين دو كتاب بسيار ارزشمند را فرامي گيرد و متن مهم درسي
كفايه الاصول ( ميراث سنگين قهرمان فقه و فقاهت آخوند هروي خراساني
(( ره )) ) را در محضر اساتيد بزرگ چون مرحوم شيخ صدرا و مرحوم شيخ
مجتبي به پايان مي رساند و مقداري از متن درسي عميق فلسفي شرح
منظومه ( يادگار و تجلي افكار بلند منطقي ، كلامي و فلسفي ، فيلسوف
شهير ملا هادي سبزواري ) را ازمحضر شيخ عباس قوچاني فرا مي گيرد .
بعد از پايان سطوح عاليه ، به قله هاي بلند معارف صعود نموده و به
پله هاي اجتهاد گام مي زند و در زمستان سال ( 1334 ) وارد حلقه درس
خارج اصول حضرت آيت الله العظمي خوئي (( قدس سره )) مي گردد
وهمچنين در حلقه درس خارج فقه ا ز كتاب مكاسب آيت الله شيخ محمد
باقر زنجاني حاضر مي گردد .
شايد در سال (1336 ) است كه حضرت آيت الله العظمي خوئي (( ره ))
قهرمان عرصه فقه ، اصول ، رجال و ساير رشته هاي دانش حوزوي درس
خارج از فقه را به ترتيب كتاب ارزشمند فقهي عروه الوثقي ( ميراث با
عزمت آيت الله العظمي سيد محمد كاظم طباطبائي يزدي (( ره )) آغاز
مي نمايد و حضرت آيت الله العظمي محقق ( دام ظله العالي ) نيز در
محضر درس خارج فقه ايشان شركت مي نمايند ، بعد از پايان خارج مكاسب
توسط آيت الله شيخ محمد باقر زنجاني ، در درس خارج فقه زعيم حوزه
علميه نجف اشرف حضرت آيت الله العظمي حكيم (( ره )) حاضر مي شوند ،
و همچنين مدتي را در دروس خارج فقه آيت الله سيد حسين حمامي و درس
خارج اصول آيت الله شيخ حسن حلي شركت مي نمايد .
حضرت آيت الله العظمي محقق ( دام ظله العالي ) در شرايطي كه در
حلقات درسي خارج بزرگان و اساطين حوزه علميه نجف حضور مي رسانند از
متون درسي سطوح عاليه كه زمينه ساز اجتهادند هرگز غفلت نورزيده و
به مطالعه ، تدريس و تحقيق دوباره آنها مي پردازد و در جهت استحكام
پايه هاي فقهي و اصولي اجتهاد و حضور و تسلط بيشتر بر منابع
استنباط ، كتابهاي درسي : شرح لمعه ، قوانين رسائل ، مكاسب و كفاية
الاصول را هماهنگ با دروس خارج براي طلاب علوم ديني تدريس مي نمايد
و خود جزو اساتيد حوزه علميه نجف اشرف مي شود و حلقات متعدد دروس
حوزوي را ايجاد مي نمايد .
سرانجام با تلاش پيگير و درطي سالهاي طولاني و حضور مستمر در
درسهاي خارج عظام و رجال نامي حوزه و تدريس ، تحقيق ، به كمك
خداوند مهربان و عنايات ائمه اطهار ( سلام الله عليهم اجمعين) به
بالاترين مراحل فراگيري علوم حوزوي صعود نموده و به قله هاي بلند
اجتهاد گام مي زند .
تقريرات و آثار علمي و تحقيقاتي ايشان در دوران تحصيل
1- درس خارج فقه آية الله العظمي خوئي (( ره )) به ترتيب متن ((
عروة الوثقي )) تا اواخر كتاب صلوه تقريبا چهارده سال به طول مي
انجامد و در طي اين مدت ايشان مرتب در اين درس شركت نموده و به دقت
يادداشت برداري مي نمايند وبعد با اضافه كردن تحقيقات ونظرات خود،
دفاتر متعددي از اين بحث ها را تهيه و تنظيم مي نمايد و يك جلد را
به اسم تحرير العروه به چاپ مي رسانند و بقيه در حدود 9 جلد ديگر
بدون چاپ باقي مي ماند .
2- همچنين درس خارج اصول آيت الله العظمي خوئي (( ره )) را به دقت
نوشته و به نام (( انقح التقريرات )) با قلم شيواي خود تنظيم مي
نمايد اما از آنجائيكه تقريرات اصول حضرت آيت الله العظمي خوئي ((
قدس سره )) توسط بعضي از شاگردانش به چاپ رسيده بود ، ايشان از چاپ
انقح التقريرات خودداري مي نمايند.
3- ساير دروس خارج فقه و اصول از بزرگان ديگر را كه حاضر شده است
نيز به طور دقيق و مرتب نوشته و تنظيم نموده است .
نكات قابل توجه درايام تحصيلات ايشان
گرچه اين نكات آموزشي ، تربيتي براي همگان آموزنده و قابل دقت است
اما براي طلاب علوم ديني ، دانشجويان و دانش آموزان و كليه عناصر
فرهنگي لازم است كه بيشتر از ديگران به مشي عملي ايشان توجه نمايند
زيرا براي آنها آموزندگي بيشتري دارد :
1- توكل ، توسل، تهذيب و تهجد
معظم له در طول تحصيلات و بعد از آن هيچگاه حالات توكل به خداوند
متعال و توسل به ائمه اطهار ( عليهم السلام ) را از دست نداده است
و در ارتباط دائم با اين مجاري فيض الهي بوده است و همچنين هميشه
يك محصل متهجد و متهذب و مقيدي بوده است كه مستحبات را ترك نمي
نمود و سرو كار زياد با زيارات ، اوراد ، اذكار و ادعيه داشت . اين
جهات معنوي يعني : توكل ، توسل ، تهجد و تهذيب اساسي ترين عوامل
موفقيت ، آرامش و متانت در ادامه تحصيلات ايشان بوده است زيرا كه
(( الا به ذكرالله تطمئن القلوب )) با رو آوردن به معنويت و تقواي
الهي ، الطاف الهي دائما شامل حال ايشان مي باشد و به ايشان اراده
و نيرويي مي دهد كه در برابر هر گونه مشكل در مسير ادامه تحصيلات
مقاومت نمايد . طلاب علوم ديني ، نسل جوان محصل و كليه انديشمندان
و فرهنگيان ما بايد به اين مهم توجه نمايند كه دانش و هنر غيرمتعهد
، جلوه زودگذر و حجاب اكبري است كه صاحب آن چند روزي در دنيا به آن
دل خوش مي كند . واقعيت اين است كه دانش تهي از تعهد و تهذيب يك
سلسله محفوضات و اداركي است كه انسان آنها را به آساني و يا به
سختي آموخته است و به آساني نيز از دست خواهد داد ! چنين علم حصولي
صرف ، فقط يك رديف كردن صغري و كبري و استنتاج است و صاحب خود را
به آرمان واقعي و كمال مطلوب نمي رساند و چه بسا پيامدهاي مخرب و
ويرانگري را براي فرد و جامعه نيز به دنبال خواهد داشت .
2- تحمل سختي ها و مشكلات
طلاب علوم ديني و كليه محصلين جوان افغانستاني كه مراحل آغازين يا
مياني تحصيلات خود را مي گذرانند و با مشكلات عديده اي مانند: فقر
، تنگدستي ، غربت ، تنهايي ، فقدان مسكن ، مشكلات و پاپيچهاي اداري
و ... دست و پنجه نرم مي كنند ، بايد به سيره عملي بزرگان دين ،
فقها و مراجع عظام دقيقا توجه نمايند كه با چه مشكلات طاقت فرسايي
در روند تحصيلات شان روبه رو بوده اند اما با تحمل همه مشكلات و
توكل و توسل به تحصيلات ادامه داده اند . حضرت آيت الله العظمي
محقق كابلي ( دام ظله العالي ) دوران تحصيلات خود را با مشكلات و
سختي هاي زيادي از نظر مسكن ، هزينه و امكانات سپري نموده است اما
با توسل به ائمه اطهار (عليهم السلام) چون كوه در برابر همه اين
مشكلات مقاومت نموده و به تحصيلات ادامه داده اند ايشان از اوايل
تشرف به نجف اشرف تا مدتها در تنگنا بوده و از نظر مسكن با مشكلات
مواجه بوده است : در ابتدا تلاش زيادي براي يافتن اتاق در يكي از
مدارس مي نمايد اما موفق نمي شود تا بالاخر ه مجبور مي شود خدمت
حضرت آيت الله العظمي حكيم (( قدس سره )) مي رسند و وضعيت خود را
به ايشان گزارش داده و عرض حال مي نمايند و حضرت آيت الله العظمي
حكيم به متولي مدرسه آقاي سيد كاظم يزدي دستور مي دهد كه ايشان را
در مدرسه جاي دهد !
3.نظم دقيق در زنذگي
تاريخ نشان مي دهد كه رشد و انكشاف علمي و پيشرفت دانشمندان در
جوامع انساني و صعودشان به قله بلند دانش و انديشه و عرضه ابتكارات
، نوآوريها و تئوريهاي نوين علمي مرهون تلاش جدي و حاكميت نظم و
ديسپلين دقيق در زندگي اين انديشمندان بوده است ، تحصيل و فراگيري
هر دانش و تخصصي با تن پروري ، بي نظمي و هرج و مرج امكان پذير
نيست و انتظار چنين امري خلاف سنت ديرپاي الهي و تاريخي است ، ملتي
تن پرور ، بي نظم و غير متحد هيچگاه به مراحل بالايي از تكامل علمي
و تمدن انساني نخواهد رسيد و هميشه از كاروان رو به تكامل تمدن ،
علم و انديشه در جامعه بشري عقب است!
نظم دقيق در زندگي حضرت آيةالله العظمي محقق كابلي (دام ظله
العالي) براي ما بسيار آموزنده است ، در طول تحصيلات و بعد از آن ،
ساعات و دقايق عمرش تقسيم بندي شده است ، نمونه بارز از اين نظم
دقيق در دوران تحصيل ايشان ، حضور مرتب و هميشگي در جلسات درس است
كه كمترين تخلف و بي نظمي ارادي در برنامه هاي درسي ايشان ديده نمي
شود !! براي افراد عادي بسيار جاي تعجب است كه حتي در هفده سال
حضور در درس خارج ، ايشان فقط در يك جلسه يا دو جلسه غيبت داشته
است و كليه جلسات ديگر دروس خارج را مرتب و سر ساعت حضور يافته
اند.
4- جاي توجه به مطالعات و موضوعات جنبي
بسياري از طلاب علوم ديني در روند تحصيلات ، تحقيقات و مطالعاتشان
در خط افراط و تفريط قرار دارند ، يا با پرداختن به دروس و مضامين
پايه و متون اصلي از مطالعات و تحقيقات پيرامون موضوعات جنبي لازم
غفلت مي ورزند و يا ثقل كارهايشان را روي موضوعات جنبي و پيرامون
مباحث فرعي قرار مي دهند كه هر دو روش اشتباه است .
حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي( دام ظله العالي ) با توجه به وقت
كمي كه داشتند، ثقل و سنگيني كارهاي خود را روي تحقيقات و دروس
حوزوي پايه و متون قرار مي دادند ، اما در عين حال از ساير مضامين
فرعي و مطالعات جنبي نيز غافل نبوده اند ولذا قسمتي از اوقات خود
را به مطالعه پيرامون مسائل اعتقادي ، اخلاقي ، سياسي و اجتماعي
اسلام و برنامه هاي تمرين سخنراني و غيره اختصاص مي دادند.
5- كار روي متون درسي پائين تر در حين تحصيلات بالاتر
چناچه قبلا اشاره شد ، روش ايشان اين بوده است كه در عين حال
تحصيلات خود را در سطوح و مراحل بالاتري ادامه مي داده و به دروس
خارج مشغول بوده اما هرگز از متون درسي پائين غافل نبوده است و بار
ديگر با افق فكري بازتر و ديد محققانه تر همان متون درسي پيشين را
( كه يك بار به دقت آنها را گذرانده است ) مورد مطالعه و بررسي
قرار داده و به بحث و تدريس آنها مي پرداختند.
اين نكته براي كليه طلاب علوم ديني و به خصوص طلابي كه درمسير
اجتهاد گام برمي دارند بسيار حائز اهميت است ! متاسفانه عده اي از
طلاب علوم ديني با صعود در مراحل بالاي تحصيلي و حضور در درسهاي
خارج ، ديگر متون درسي پائين رابه فراموشي مي سپارند ، در صورتي كه
دست مايه هاي اصلي و گامهاي اساسي همين متون است !
6- ارتباط با اساتيد
وظيفه استاد تنها در اين نيست كه مطلب به شاگردانش تحويل دهد و
وظيفه شاگرد هم تنها در اين نيست كه از استاد مطلب بگيرد بلكه
تعليم و تعلم علاوه بر جنبه نظري و آموزشي ، جنبه عملي و تربيتي
نيز دارد ، يعني آموزش عملي و الگوهاي رفتاري استاد در جهت رشد و
شكل گيري ساختار شخصيت شاگرد ، اگر اهميت بيشتر نداشته باشد كمتر
نخواهد داشت ، ودريافت الگوهاي رفتاري ، تاثير پذيري از خصلت هاي
معنوي و اخلاقي استاد توسط شاگرد با ارتباط مستقيم با تماس نزديك
امكان پذير است ، درنتيجه اين روابط صميمانه بر مبناي تربيت ديني
است كه اولا شاگرد از روحيات ، اخلاق ، منش و رفتار استاد متاثر
گرديده و الگوهاي عملي مطلوب را در زندگي خويش تطبيق مي نمايد و
ثانيا مطالب القا شده را به نحو بهتر و ملموس تر مي تواند دريافت
نمايد و پاسخ شبهات و سوالات علمي خود را با گفتگو هاي مستقيم از
استاد دريابد .
رابطه تربيتي همانند رابطه آموزشي ، رابطه اي است متقابل ، كه يك
طرف آن به استاد و طرف ديگر آن به شاگرد بسته است يعني از استاد
استعداد يابي ، انتخاب و تشخيص بهترين و برجسته ترين شاگردان ، از
ميان مجموعه شاگردان در مرحله بعدي افاضه ، توجه خاص و زير نظر
دقيق گرفتن اين شاگردان است ( علاوه بر علاقه و توجه عمومي كه به
همه شاگردان دارد ) و از شاگرد قابليت ، ظرفيت و پذيرش است ، رابطه
عملي و تربيتي در مسلك عرفاي بيشتر و شديدتر حاكم است هر فردي كه
در مسلك عرفا وارد شود و در طريق آنان گام زند بايد دقيقا زير نظر
و اشراف عارف منزل ديده منازل عرفان را با دقت و احتياط طي نمايد و
انصافا اين بهترين مشي عملي در جهت تكامل، به نحو مطلوب است .
قابل تذكر است كه خوشبختانه از بزرگترين جنبه هاي مثبت و برتري
سيستم آموزشي حوزه علميه، وجود اين رابطه ظريف تربيتي و اخلاقي بين
استاد و شاگرد است ، علاوه بر روابط معمول ، اين يكي از جهات
متمايز بين سيستم آموزشي حاكم بر حوزه و سيستم حاكم بر دانشگاه است
.
بر اساس اين همين اصل و مبناي تربيتي است كه حضرت آيت الله العظمي
محقق كابلي ( دام ظله العالي ) روابط بسيار خوب و نزديكي با اساتيد
خود داشته اند ، اساتيدي كه هركدام از اساطين و رجال نام دار حوزه
علميه بوده اند و اساتيد نيز به ايشان عنايت و توجه خاص داشته اند
.
بازگشت از نجف اشرف و اقامت در كابل
فصل دوم
حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي ( دام ظله العالي ) با بيست سال
تحصيل ، تحقيق و تدريس مستمر در حوزه علميه نجف اشرف و در ظل
توجهات ائمه اطهار (عليهم السلام) به مرحله اجتهاد مسلم رسيده و با
بار سنگين فرهنگي و اندوخته هاي عظيم اسلامي از نجف اشرف به تاريخ
(22/2/1351) عازم وطن خويش مي گردند ، آري اين برگشت ، برگشتي
تاريخي و سرنوشت ساز است ، برگشتي كه يك جامعه را به سوي تحول عظيم
در جهت رشد وتكامل به پيش مي راند ، برگشتي كه مصداق كامل آيه
شريفه (( فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفه ليتفقهوا في الدين و
لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون )) است. با اين برگشت
هم فصل نوين در زندگاني ايشان گشوده مي شود و هم تاريخ فرهنگي و
علمي كشور رقم مي خورد ، اين فصل ، فصل انجام رسالت بزرگ الهي و
اسلامي است ، فصل خدمت ، عرضه و بازدهي مايه ها و ذخيره هايي است
كه نتيجه بيش از بيست سال رنج ، زحمت ، غربت و تلاش مستمر و پيگير
است ، معظم له در جهت اعلاء كلمه توحيد و انتشار فرهنگ اهل بيت
عليهم السلام خود را در خدمت ملتي قرار مي دهد كه در طي قرون
متمادي نسل اندر نسل شلاقهاي ستم حكام جور و دار و دسته شان به جرم
پيرو اهل بيت (عليهم السلام) بودن ، بر دوش نحيف خويش تحمل نموده
اند ، مردمي كه حقوق شان پايمال شده ، شخصيت شان لگد مال گرديده ،
حريم حيثيت شان را شكستند و بالاخره مذهب و تفكرشان غير رسمي ،
قاچاق و جرم است ، سرزميني كه از در و ديوار آن فقر و تبعيض مي
بارد !
آري وقتي ما به اهميت و ارزش چنين خدمتي در چنين جامعه اي پي
خواهيم برد كه به اعماق تاريخ كشور برگشته و تصور روشني از سابقه
تاريخي و وضعيت اسف بار ملت محروم تشيع در افغانستان داشته باشيم،
ولي هنگامي كه خبر ورود ايشان به خاك افغانستان در كابل انتشار
يافت ، مومنين با صد و پنجاه ماشين تا غزني و قندهار به استقبال
شتافتند وتوجه دولت و ملت را به خود جلب نمودند و اهالي كابل سوال
مي كردند كه اين كدام شخصيت عظيم است كه از او چنين استقبال مي شود
؟ مردم در حاله اي از بهت و تحير فرو رفته بودند ، زيرا تا آن زمان
از هيچ شخصيت علمي چنين استقبالي نشده بود !
حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي ( دام ظله العالي ) بعد از برگشت
از نجف اشرف به كابل فعاليت ها و خدمات گسترده خويش را در محورهاي
تدريس ، تبليغ ، ايجاد و بناي مراكز آموزشي ، فرهنگي و مذهبي ،
رسيدگي و پاسخگويي به مشكلات اجتماعي و امور مذهبي مردم آغاز نموده
و با جديت و اخلاص تمام دنبال مي نمايند با حضور ايشان در كابل و
ايجاد حوزه بزرگ درسي ، شيعيان افغانستان هويت فرهنگي و مذهبي
درخشان تري مي يابند ، جان و روح تازه اي مي گيرند و بر خود مي
بالند كه شاهد درخشش علمي خويش در برابر ديگران هستند .
معظم له هفت سال تمام در حوزه علميه كابل به تدريس و تحقيق مي
پردازند و به صورت يك استوانه عظيم به حوزه علميه كابل غناي فرهنگي
و بار علمي بيشتري مي دهند و با تاسيس مدرسه علميه بزرگ ( جامعة
الاسلام ) در كابل مركز عظيم تعليم و تعلم علوم اسلامي را ايجاد مي
نمايند .
معظم له همانگونه كه نقش زعامت حوزه علميه را در كابل به عهده
داشتند ، محور مراجعه مردم نيزبودند و مردم به خاطر مشكلات اجتماعي
و مسائل شرعي كه داشتند، به ايشان مراجعه مي كردند . گذشته از اين
در جهت تحكيم پيوندهاي مذهبي مردم و ارتباط هر چه بيشتر آنها با
ائمه اطهار (عليهم السلام) و احياي فرهنگ ناب تشيع ، خدمات شاياني
را انجام داده اند ، با برپايي مراسم و محافل باشكوه تبليغات و
مواعظ و عزاداري ، روضه خواني و نوحه سرايي به مناسبت هاي مختلف
مذهبي و به خصوص دهه عاشورا و صفر ، ايام سوگواري و شهادت سيد
الشهدا حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و ياران باوفاي آن حضرت و
روزهاي جمعه ، ايام و شبهاي رمضان ، شعائر انقلابي تشيع ، ارزشهاي
مكتب اهل بيت عليهم السلام و فرهنگ سرشار از تحرك را در چنين محيط
خفقان زده و ظلماني ( محيطي كه در گذشته نه چندان دور ) ياد اهل
بيت و عزاداري آنها جرم و قاچاق بود و به خاطر عدم اعطلاي مامورين
و دژخيمان رژيم مردم نگهبان دم درب منازل و زيرزميني ها مي گذاشتند
وبه عزاداري مي پرداختند، ترويج و احياء مي دارند .
اما از نظر تبليغاتي در بعد فكري مركز تبليغات ايشان مبارزه بر
عليه افكار و مكاتب انحرافي و در راس آنها مكتب كمونيزم را تشكيل
مي داد ، چه اينكه ايشان دقيقا متوجه بودند كه مبارزه با مكاتب
فكري و وارداتي شرق و غرب بيش از هر موضوع تبليغاتي ديگر در شرايط
فعلي ضرورت دارد و جامعه اسلامي را عمال بيگانه و نمايندگان فكري
آنها شديدا مورد مخاطره و تهديد قرار داده اند.
علي رغم خفقان فرهنگي و سياسي حاكم بر جامعه اسلامي افغانستان
،خصوصا در جامعه تشيع از سوي حكومتهاي استبدادي و علي رغم فضاي باز
سياسي ، فرهنگي و تبليغاتي براي جريانهاي انحرافي چپ و راست ،
شيعيان افغانستان در كابل الحق كه در درخشش فرهنگي و سياسي بي
سابقه اي يافته بوند ، نهضت اسلامي در درون نيروهاي انقلابي تشيع
در حال نضج گرفتن بود و هسته هاي مقاومت اسلامي و برخورداري از
اعتبار و پشتوانه نيرومندي چون حوزه علميه در حال شكل گيري بود .
حوزه علميه شيعيان در كابل ، در سطح حوزه ها و مدارس علميه درسراسر
كشور چه شيعه و چه سني ، پيشرفته ترين و بالنده ترين حوزه علميه
بود. حوزه علميه كابل مي رفت كه در سطح كشورهاي اسلامي و در كنار
حوزات علميه نجف ، قم و مشهد درخشيده و به صورت حوزه علميه اي غني
و مركز بزرگ آموزش علوم اسلامي در جهان اسلام تبارز نمايد ! كه
كودتاي ننگين و خونين ماركسيستي به وقوع پيوست ، حضرت آيت الله
العظمي محقق كابلي ( دام ظله العالي ) با هفت سال اقامت و خدمت
مستمر در كابل ، در اين توسعه و انكشاف علمي ، فرهنگي و سياسي
شيعيان ، نقش محوري و درجه يك را داشته است و اين در نوع خود كم
خدمتي نيست .
عزيمت به كابل و مراجعت مجدد به جمهوري اسلامي ايران

فصـل ســوم
بعد از سقوط رژيم ماركسيستي در افغانستان و پيروزي مجاهدين ، حضرت
آية الله العظمي محقق كابلي (دام ظله العالي) تصميم مي گيرند كه
بعد از چهارده سال هجرت و فعاليت هاي جهادي و علمي ،اكنون بايد به
داخل كشور باز گردند. همانگونه كه برگشت از نجف اشرف به كابل ، يك
برگشت تاريخي و سرنوشت ساز بود ، اين برگشت نيز يك برگشت تاريخي
است ، هم فصل نوين در زندگاني ايشان است و هم تاريخ كشور و به خصوص
تشيع با اين برگشت رقم مي خورد و در مرحله نوين قرار مي گيرد.در
شرايطي ايشان تصميم به برگشت مي گيرند كه مردم ما، مجاهدين و
رهبران جهاد و مقاومت ، اشد نياز به وجود ايشان و دانشمندان و
علماء ديگر دارند.
زيرا بعد از پيروزي مجاهدين، كشور در آستانه يك تحول بزرگ تاريخي
قرار مي گيرد و بايد بنيادهاي فرهنگي ،پايه هاي نظام سياسي ،
اجتماعي وارزش هاي موجود در جامعه و ميراثهاي به جا مانده از رژيم
پيشين ، مبتني بر ارزشها و تفكر اسلامي ، دچار تحول و دگرگوني
اساسي گردد و اين دگرگوني امكان ندارد مگر با حضور و نقش دانشمندان
، فقهاء ، علماء و متخصصين دانشهاي ديني ، در عرصه اين تحول نوين ،
زيرا اين چهره ها و شخصيت ها ، پاسداران و مرزبانان اصلي تفكر و
ارزشهاي اسلامي هستند. اگر در رأس يك نظام سياسي در جامعه فقهاء و
دانشمندان قرار داشته باشند ، اولا اين نظام ثبات بيشتري مي يابد و
از انحرافات و گرايشهاي غير ديني محفوظ مي ماند و ثانيا چنين نظامي
مشردعيت ،اعتبار و مقبوليت بيشتري در ميان مردم خواهد داشت.
براين اساس معظم له در تاريخ (20/2/1371 ) عازم كابل مي گردند و
مدت (تقريبا يك سال) در كابل ، در خطرناك ترين و حساس ترين شرايط ،
براي اعتلاء كلمه الله و احياء فرهنگ تشيع و سربلندي و احقاق حقوق
ملت تشيع خدمت مي كنند ،متأسفانه شيريني و حلاوت پيروزي به كام ملت
خسته و محروم افغانستان ،به خصوص تشيع دوام نمي آورد و آرمان بر
پايي حكومت اسلامي و وحدت ملي در افغانستان ، به خاطر انحصار
طلبيهاي برخي جريانات و عناصر خود خواه و انحصار گرا ، تبديل به
خيال مي گردد! و امنيت ، آرامش ، فضاي صلح و صفا را قرباني اميال
پليد و انحصار طلبيهاي شيطاني خود مي نمايند و كشور را بار ديگر به
خاك و خون مي كشانند.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حضرت آيه الله العظمي محقق كابلي (دام ظله العالي) در مدت قريب به
يكسال كه در كابل حضور دارند و نماز با شكوه جمعه را در نيز در
كابل اقامه مي نمايند و در راه بر پائي اين فريضه عبادي سياسي
اسلام ، از هر خطري استقبال مي كنند ، حتي در وقتي كه دشمن منطقه
ومسير هاي عبور و مرور را موشك باران مي كند ، ايشان اين فريضه
الهي را برپا مي دارند.
مسجدي كه در آن نماز جمعه را اقامه مي نمايند ، دقيقا زير نظر دشمن
بوده و مرتب مورد حملات موشكي قرار مي گرفت اما به لطف خداوند اين
گلوله ها به خود مسجد اصابت نمي كند و بعضي تركشها و پارچه ها ، به
مسجد اصابت مي كند و بعضي افراد مؤمن و نمازگزار نيز مجروح مي
گردد.
منزل محل اقامت ايشان هدف گلوله هاي دشمن قرار مي گيرد ، قسمتي از
منزل ايشان خراب ميگردد، موشك هاي زيادي در منازل اطراف و همسايگي
ايشان اصابت مي كند و عده اي از مردان و زنان مسلمان و شيعه بي
گناه و بي دفاع به شهادت مي رسند.
در يك كلام در طول قريب به يكسال اقامت در كابل ايشان ، مورد خشم
دشمن قرار مي گيرد و گلوله هاي كينه توزانه دشمن در هر شرايطي وجود
معظم له را نشانه مي رود ، در مسجد ، در حسينه ، در منزل شخصي ، در
مسير. اما اين لطف الهي و عنايات خاصه ائمه اطهار (سلام عليهم
اجمعين) است كه در قلب خطرات وجود مبارك ايشان را از گزند هر آفتي
براي ملت محروم و مظلوم تشيع حفظ مي نمايد.
و بالاخره بايد گفت اين حضور قريب به يك سال حضوري سرنوشت ساز بود
، حضوري بود كه به بيمه شدن و احياء دوباره تشيع انجاميد.
قريب بعد از يك سال اقامت در كابل و ايفاي نقش تاريخي خويش در
پروسه مقاومت و دفاع مقدس ، معظم له در بهار (1372 ) از كابل به
جمهوري اسلامي ايران مراجعت مي نمايند ، همانگونه كه برگشت ايشان
از ايران به كابل به ملت محروم تشيع در افغانستان جان تازه بخشيد و
موجب دلگرمي هرچه بيشتر آنان گرديد. با بر گشت ايشان از كابل به
ايران نيز مهاجرين مظلوم تشيع جان مي گيرند و موج تازه اي براه مي
افتد ، اقشار مختلف جامعه تشيع افغانستان شامل علما ، روحانيون ،
رهبران سياسي ، روشنفكران، دانشجويان ، دانش آموزان ، مهاجرين ،
كارگران و بالاخره پير و جوان و زن و مرد ، از ايشان استقبال و
پذيرايي بي سابقه اي مي نمايند ، مراسم و محافل متعددي در سطوح
مختلف و در شهر هاي مختلف جمهوري اسلامي ايران براي استقبال از
ايشان تشكيل مي گردد.
ايشان بحيث يك فقيه مجاهد و مجتهد جامع الشرايطي كه مردم به او
معتقدند او را خوب مي شناسند و در طول چهارده سال امتحان خود را
داده است ، مهاجرين و اقشار جامعه را در جريان حوادث و تحولات ،
بخصوص جنگ هايي كه در كابل عليه شيعيان راه افتاده ، قرار مي دهند
و در برابر موج تبليغاتي دشمن كه بر اساس يك استراتژي گسترده و در
سطح بين المللي جريان دارد ، بسيار معقول و منطقي مقابله مي
نمايند.
با توجه به اينكه مردم ما اعتقاد و اطمينان به ايشان دارند ، بر
اساس اخلاص و صداقت اسلامي كه در گفتار و كردار ايشان متجلي است و
با توجه به اينكه معظم له يكي از مجتهدين و فقهاء جامع الشرايط عصر
خود مي باشند، اولا- مردم و مهاجرين ما در حد توان خود كمك هاي
مالي و مادي زيادي را از طريق ايشان به مجاهدين نمودند و وجوهات
خود را به بيت معظم له فرستادند، ارقام و اقلام كمكي پيرمردان ،
پير زنان ، كودكان دختر و پسر و جوانان و نوجوانان مردم ما با توجه
به شرايط سخت اقتصادي و فقر و تنگدستي ، موارد و نمونه هاي تمثيلي
است كه بايد در تاريخ ثبت شود و ثبت خواهد شد. اين كمك ها در اين
شرايط سخت حاكم بر مردم ما ، نشانگر اوج ايثار و بالاترين مرحله
فداكاري است ، تجلي عواطف انساني و اسلامي است كه تاريخ ملت ما
هرگز فراموش نخواهد كرد ، به جرئت مي توان گفت كه با در نظر داشتن
شرايط اقتصادي و اجتماعي ، اين چنين ايثاري در تاريخ ملتها بي نظير
و يا كم نظير است!
و ثانيا : از سوي كليه اقشار جامعه تشيع افغانستان كه دو ركن مهم
آن روحانيت و مردم هستند، بطور جدي از حضرت آيه الله العظمي محقق
كابلي تقاضا گرديد كه در شرايط فعلي و بخاطر ضرورت هاي شرعي و ملي
كه ايجاب مي كند و بدليل جامع الشرايط بودن ، رسالت سنگين و
مسئوليت عظماي مرجعيت شيعيان افغانستان را بپذيرند و دست شيعيان
افغانستان را بگيرند (چنانچه در گذشته هم گرفته اند) و در برابر
دشمنان و عاملان طرح نابودي و حذف شيعيان را از عرصه هاي حياتي
سياسي ، اجتماعي افغانستان، ملت تشيع را ياري دهند ، با توجه به
اين شرايط حساس و با توجه به اين تقاضاي سراسري و جدي مردم ما،
معظم له نيز احساس تكليف و وظيفه اي شرعي نموده و اين رسالت سنگين
الهي را پذيرفتند. از خداوند متعال براي معظم له و كليه مراجع عظام
تقليد آرزوي موفقيت هرچه بيشتر را داريم .
تعهد و تقواي سياسي حضرت آيه الله العظمي محقق كابلي (دام ظله
العالي)
فصل چهارم
اين موضوع را بدليل اهميت قابل توجه آن به عنوان چهارمين فصل از
فصول زندگاني معظم له گشوديم ، اگر چه در هر مرحله از مراحل
چهارگانه پر بار ايشان اين موضوع قابل تذكر و يادآوري بود ، سه
مرحله و فصل پيشين را كه ارائه داديم ، يك تقسيم بندي زماني از
زندگاني ايشان بود ، اما اين فصل به كلية مراحل حيات ايشان بر مي
گردد ، از دوران تحصيل تا كنون و بعد از اين . در دنياي پر ماجرايي
كه از يك سو شاهد گرايشهاي گوناگون فكري ، سياسي ، اجتماعي و ...
هستيم و از سوي ديگر در محاصرة شديد و در معرض هجوم گرايشها ،
كششها و اميال نفساني و دروني هستيم ، ماديات ، قدرت ، رياست و ...
در اين دار فاني با همة جلوه ها و جذبه هاي خود ، در برابر انسان
خودنمائي مي كنند و انسان را به سوي خود فرا مي خوانند.
آري در چنين شرايطي ، راست قامت و جاودانه ايستادن ، حفظ كرامت
انساني و عزت نفس ، به كژراهه نرفتن و به چپ و راست تغلتيدن و در
يك كلام پاك و خالص زيستن و تحت تأثير هيچ موج باطل و سرابي قرار
نگرفتن ، هنر هر كسي نيست . امروزه تشنگان قدرت و رياست چهار روزة
دنيا ديوانه وار ، چهار نعل بسوي كسب اقتد و رياست و موقعيت هاي
كاذب در رقابت و در حال تنش هستند ، بخصوص در جامعة ما كه اوج
بيشتر دارد. در متن جامعه رفتن و با مردم زيستن (نه در عزلت و
انزوا) اما پاك زيستن ، در راه انجام مسئوليت هاي سياسي ، اجتماعي
و براي خدمت به مردم حركت كردن اما خالصانه و بريده از گرايشات
نفساني انسان خود ساخته و وارسته و مهذبي مي خواهد ، هر چند تاريخ
، چهره هاي زيادي از افراد را كه بر هيولاي نفس پيروز گرديده اند
بما نشان مي دهد.
اما چنين افرادي اولا- اغلب پاك زيستن را در كنج عزلت و انزوا
كمائي كرده اند و ثانيا- با توجه به كل جمعيت جوامع انساني بسيار
معدود و اندكند، هنر پاك زيستن وقتي سخت تر و ظريف تر مي گرددكه
كلية زمينه هاي غلطيدن به جهت هاي باطل ، با جلوه ها و جذبه هاي
ظاهري خود آماده باشد . در اين مرحله، مبارزه و مقاومت بسيار سخت
تر و شديد تر مي گردد كه باطن انسان عرصة اوج رقابت ، كشمكش و تنش
دو گرايش متخاصم باشد(گرايش به حق و باطل) ،بهمان ميزان درصد و
ضريب انسان هاي موفق در اين جدال سخت دروني، پائين خواهد
بود.عالمان دين ،پيشوايان و مراجع مذهبي ، رهبران سياسي ، حكام و
امراء جامعه، پيشقراولان حركت هاي انقلابي و اصلاح طلبانه ، در
تمامي اديان ، مذهب و ملتها درگير اين جدال سخت در مرحلة اوج آن
هستند، و بسيارند افرادينكه لغزيده اند، و بسيار كم اند عناصريكه
از اين عرصة جدال باطني پيروز و سربلند بيرون آمده باشند!
با اين توضيح زندگاني حضرت آيه الله العظمي محقق را از اين زاويه
بررسي مي كنيم : از روزيكه ايشان پا به عرصة اجتماع گذاشته اند در
همه مراحل و فصول حيات خويش ، در حاليكه همراه و در ارتباط با مردم
و در حال خدمت و انجام مسئوليت هاي اجتماعي بوده است اما زلال
انديشيده اند و پاك زيسته اند .با سير و بررسي در زندگاني بيش از
70 سالة ايشان ، كمترين نقطة ضعف و لكه اي را در شخصيت اجتماعي و
سياسي ايشان نمي توانيم بيابيم . هميشه به خواسته هاي پليد نفساني
جذبه هاي مادي فريبنده پشت پا زده است. در صورتيكه زمينه هاي هر
نوع سوء استفاده هاي شخصي از بيت المال براي تكاثر و ثروت اندوزي و
زندگاني مرفه مادي و نيز زمينه هاي ارتباط با دستگاههاي حاكم جور
براي كسب امتيازات ، اعتبار و موقعيت هاي برتر اجتماعي و زمينه هاي
ارتباط با جريان هاي سياسي خلاف مصالح ملت و وابسته به بيگانگان با
امتيازات بالا ئي از كابل تا نجف و از نجف تا كابل و پاكستان و تا
ايران براي ايشان فراهم بوده است اما با تكيه و توكل به خداوند
متعال و ارتباط و توسل دائم به ائمه اطهار عليهم السلام فريب هيچ
يك از اين جلوه ها را نخورد و تحت تأثير امواج باطل و هواهاي
نفساني قرار نمي گيرند و همچنان امانت ، صداقت ، متانت ، و اخلاص
خويش را حفظ مي كنند و در جهت كسب رضاي الهي و مصالح ملت گام بر مي
دارد.
در دوران نوجواني و اوائل جواني كه در كابل زادگاه اصلي خود مشغول
به تحصيلات علوم حوزوي بوده است كوچكترين رد پا و نشانه اي از
ارتباط و گرايش ايشان به دستگاه حاكم و خطوط انحرافي وجود ندارد و
هرگز به ستايش و تأييد از سياست هاي دولت هاي جائر و حكام ظالم
نپرداخته است، به خاطر كسب موقعيت و تقريب در دستگاه حكومت ،
همچنين در طول 20 سال اقامت خود در حوزه علمية نجف اشرف ، كوچكترين
لغزش و گرايشي كه موجب سوء استفاده و بهره برداري دشمنان اسلام و
تشيع بشود نداشته است ، رژيم بعث تلاش زيادي مي كند كه بتواند با
ايشان رابطه بر قرار نمايد اما هيچگونه موفقيتي به دست نمي آوردو
كاملا نا اميد مي شود ، در حاليكه عده اي افراد به دام رژيم بعث
سقوط مي كند عزت و عظمت شان شكسته و به پستي تن مي دهند.
همچنين وقتي از حوزه علمية نجف اشرف به كابل بر مي گردند رژيم حاكم
وقت ، نمي تواند از وجود ايشان به عنوان مؤيد و حامي سياست هاي خود
بهره برداري نمايد ، هرچند با تطميع و نويد ها : براي يك بار هم لب
به تأييد از سياست هاي ظالمانه رژيم نگشوده است . با توجه به شخصيت
اجتماعي ، پايگاه مردمي و وزنة علمي كه ايشان ، داشت رژيم، بيش از
هر شخصيت مذهبي و ديني ديگر ، به جلب رضايت ايشان و بر قراري
ارتباط نياز داشت تا توجيه گر سياست هايش در جامعة مذهبي افغانستان
از زبان يك مجتهد و عالم ديني باشد ولي كمترين موفقيتي در اين
زمينه نتوانست كسب كند ، نه تنها هيچ رابطه اي با رژيم نداشته بلكه
با رژيم مبارزة منفي داشته است و قوت قلبي بوده است. براي نيروهاي
انقلابي و روشنفكران مسلمان اعم از حلقه هاي مبارزاتي حوزوي و
دانشگاهي كه با رژيم حاكم مبارزات مخفي يا علني داشته اند.
و همچنين در طول اقامت اخير ايشان در كابل در حساس ترين و خطرناك
ترين شرايط ، همچنان راست قامت و استوار بر موضع و ديدگاه هاي
مكتبي خويش پاي مي فشارد و براي خدمت به ملت محروم تشيع و مستضعفين
از هر خطري استقبال مي نمايد و انگيزه هاي مادي و هواهاي نفساني ،
حتي يك وجب ايشان را نمي تواند از صراط مستقيم منحرف سازد. در
صورتي كه زمينة هر نوع ارتباط و معامله با جريانها و جناح هايي كه
بر خلاف مصالح اسلام و ملت تشيع گام بر مي داشتند فراهم بود ولي
ايشان آن نوع ارتباطات را غرض آلود و منافي ايده و منافع ملت خويش
مي داند و تحت تأثير هيچ زدوبند سياسي و تطميع هاي مادي قرار نمي
گيرد و نهايت درجه از آن پرهيز مي كند و لذا هيچ گونه اتهامي در
اين زمينه ها چه از سوي دوست و چه دشمن ، داده نشده است چه اينكه
چنين اتهامي واقعا احمقانه است، زيرا كسانيكه در فن شايعه سازي
مهارت دارند و به دنبال لكه دار ساختن چهرة افراد و شخصيت ها هستند
، آنها نخست احتمال ميزان تأثير شايعات و قبولي مردم را خوب
ارزيابي مي كنند ، سپس سوژه هايي را انتخاب مي نمايند كه بيشترين
احتمال قبولي توسط مردم را داشته باشد و اگر روي سوژه هايي انگشت
بگذارند كه براي مردم غير قابل قبول است و ميزان موفقيت در حد صفر
باشد ، چنين كاري احمقانه است و ضربه به اعتبار و حيثيت خودشان
وارد خواهد شد.
استقامت و استواري ايشان در برابر گرايشات مادي و خطوط فكري ،
انحرافي و از صراط مستقيم الهي نلغزيدند و با عزت و افتخار زيستن
،آنهم با حضور در متن جامعه و در حال اجراي مسئوليت هاي اجتماعي ،
نشانگر روح بلند و عزت نفس ايشان است كه ناشي از تعبد و توكل ايشان
به خداوند تعالي و توسل و ارتباط دائم با ائمة اطهار عليهم السلام
است . انصافا همين پاك زيستن و بي آلايش ، زندگي كردن توأم با تفوق
علمي ، زمينه ساز مرجعيت و رهبري جهان تشيع مي باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر چه شياطين براي انحراف انسان هميشه در كمين اند و نفس انسان ،
امارة به سوء است ولي اگر الطاف و عنايات الهي شامل حال انسان باشد
در هر شرايطي خداوند انسان را از شر شياطين بيروني و نفس اماره حفظ
مي كند ، همانند حفظ كردن ابراهميم خليل ( ع) در ميان شراره هاي
آتش ، و هر كس به اين دو اصل (توكل و توسل ) رو آورد ، الطاف الهي
شامل حال اوخواهد بود و به او نيرو و اراده مي دهد كه در برابر اين
گرايشات و هوس هاي نفساني مقاومت نمايد و در نتيجه خداوند او را از
سقوط در پرت گاهها حفظ خواهد كرد.((و ما كنا لنهتدي لولا ان هدانا
الله )).
فعاليت هاي علمي و فرهنگي در حوزه علمية قم
فصـل پنجـم
حضرت آيه الله العظمي محقق كابلي (دام ظله العالي) در مركز فقه و
فقاهت حوزه علميه قم (مهمترين مركز علمي در جهان تشيع ) بعد از
پذيرش مسئوليت مرجعيت در تاريخ( 23/6/ 1373 شمسي) درس خارج فقه را
از اول كتاب خمس(عروه الوثقي) در حسينيه نجفيها شروع كردند.
شركت و استقبال فضـلا و مدرسين و روحانيت جوان در حوزه درسي اين
فقيه اهلبيت عصمت و طهارت (عليهم السلام ) قابل تقدير و جاي سپاس
گزاري و اميد واري است و معظم له با قدرت علمي و تحليلي،پيچيده
ترين و مشكل ترين مسائل علمي و فقهي را حل كرده و انظار بسياري از
صاحب نظران را مورد نقد و بررسي قرار داده و نظرات تازه اي را
ارائه كرده اند.
بي شك ايشان در رشته هاي مختلف علمي چون ادبيات عرب ، اصول ، فقه ،
رجال ، كلام و ... يد طولائي دارد مخصوصا در فقه ، از دقت نظر خاصي
برخوردار است.
در مدت بيش از 10 سال بدون وقفه (غير از ايام تعطيل حوزه) مشغول
تدريس فقه مي باشند و تا كنون كتاب خمس ، اجتهاد و تقليد و كتاب
طهارت را تدريس كردند و در اين اواخر بنا به اقتضا شرايط افغانستان
كتاب قضا را در روز هاي چهار شنبه تدريس مي كنند.
واقعا وجود معظم له تحول بزرگي را در جامعة شيعة افغانستان به وجود
آورده ، براي علماء روح اميد و براي جوانان شور و نشاط و براي ملت
آگاهي به مسائل شرعي به ارمغان آوردند.
در طول اين ده سال هزاران استفتاء از مهاجرين مقيم جمهوري اسلامي
ايران ، پاكستان و از داخل افغانستان و ... سرازير قم شده و مسائل
شرعي شان را در زمينه هاي مختلف از ايشان جويا شدند و از اين طريق
بسياري از ابهامات و مسائل شرعي حل گرديد و مؤمنين به وظايف شرعيه
شان آگاه شدند.
فعاليت هاي تبليغي و اجتماعي در افغانستان
1.تأسيس مدرسه جامعه الاسلام در كابل.
اين مدرسه بعد از مراجعت حضرت آيه الله العظمي محقق كابلي (دام ظله
العالي) از نجف اشرف به كابل تأسيس گرديد كه از آ ن زمان تا كنون
مركز تجمع طلاب و اساتيد و محل اجتماع عظيم مردم متدين كابل در
روزهاي جمعه و ايام ولادت و شهادت اهلبيت عصمت و طهارت (عليهم
السلام) مي باشد و دفتر معظم له هم در آن مدرسه قرار دارد كه
پاسخگوي مسائل شرعي مراجعين محترم مي باشد.
2.دفتر معظم له در هرات.
3.دقتر معظم له در مزار شريف.
اين دفاتر نيز در اختيار مردم شريف و متدين قرار دارد و آماده
باسخگويي به نياز هاي هموطنان عزيز در زمينه تبليغ ، مسائل شرعي،
وجوهات شرعيه و ... مي باشد.
آثار چاپ شده توسط معظم له:
1 -تحرير العروه الوثقي.
2- كتاب الخمس .
3 -كتاب مباحث الفقهيه (ج1.)
4. كتاب مباحث الفقهيه (ج2).
5- كتاب مباحث الفقهيه(ج3) .
6-وظيفه القضات .
7 -استفتائات جديد .
8-رساله علمي .
9-مناسك حج.
10-نصايح اخلاقي.
————————————
|